آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٤٣ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
افزايش مى يابد، جايگاه فرزند در خانواده بهتر و بهتر مى شود; تا اين كه از خانواده
جدا مى شود و به خانواده جديدى شكل مى بخشد. حال در نظام دو قطبى منعطف هم همين
روند در حال رخ دادن است و به دليل وجود تسليحات مخرّب و كشنده (تسليحات اتمى)
مراكز قطب ها نمى توانند از آن ها استفاده كنند. در نتيجه، كشورهاى استراتژيك در
درون هر قطب در شرايطى قرار مى گيرند كه اگر آگاهانه و با ذكاوت و درايت عمل كنند،
مى توانند جايگاه خود را بهبود بخشند. آنچه تاريخ اين دوره به ما نشان مى دهد اين
است كه ايران و فرانسه در اين مقطع در حال ارتقا بخشيدن به مقام و رتبه خود هستند:
يكى با ابزار اقتصادى ـ سياسى، و ديگرى با موقعيت ژئواستراتژيك و منابع استراتژيكى.
بحث آن ها با مركز قطب خود ـ امريكا ـ اين است كه تو نمى توانى امتياز و خواسته مرا
ندهى، چون در اين صورت به سوى قطب ديگر مى روم. اين گونه كشورها غالباً روى مرزهاى
دو قطب (چه مرزهاى جغرافيايى و چه مرزهاى سياسى و نظامى) قرار دارند. و اين نقطه
ضعف اساسى براى اداره هر دو قطب توسط مراكز آن هاست. بنابراين، كشورها بنا به
خصوصيات خاص داخلى خود و ماهيت حكومت يا نظام سياسى شان، به سوى نوعى استقلال طلبى
در حركت هستند. اين استقلال به معناى رفتن از يك پله به پله بالاتر است. ما اين
حركت را دقيقاً به صورت آگاهانه در رفتار شاه از سال ١٣٥٠ به بعد مى بينيم. اگر چه
بسيارى آن را خود بزرگ بينى شاه و در نتيجه بيمارى روانى وى توصيف مى كنند، اما
زمينه عينى براى چنين حركتى در درون نظام بين الملل از قبل فراهم شده بود. همزمان،
فرانسه نيز همين راه را در سطحى ديگر و با ماهيت نظام سياسى ديگرى در مى نوردد و به
يك نتيجه و جايگاه متفاوت با ايران نيز مى رسد. در قطب شرق نيز يوگسلاوى همين
استراتژى را انتخاب كرده و با موفقيت دنبال مى كند. چين نيز در همين چارچوب قرار مى
گيرد و شوروى توان مقابله با آن ها را ندارد. زيرا احتمال رودررويى با امريكا را
نمى تواند ناديده بگيرد. اعتراضى ديگر به گونه اى ديگر، اما در همان فضا، امكان رشد
و نمو پيدا مى كند. در اين فضا، مردم كشورها نيز بنا به خصوصيات خاص خود و نوع
رابطه شان با حكومت و يا درجه مشروعيت حكومتشان مى توانند به امتيازاتى دست پيدا
كنند كه در غير اين صورت دستيابى آن ها غير ممكن است. مردم بعضى از اين كشورها مى
توانند به مسائل خود بپردازند و موقعيت خود را بهبود بخشند.
تحت چنين شرايط بين المللى اى، چنانچه شرايط داخلى كشور براى يك انقلاب سياسى
آماده باشد، عدم مداخله قدرت هاى خارجى در روند انقلاب امرى حتمى خواهد بود. به
معناى ديگر، مراكز دو قطب قادر به دخالت در روند انقلاب (به شرطى