آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٠٩ - گفتار چهارم انقلاب آرمان شيعه، امام خمينى و حكومت اسلامى
اشاره
گفتار حاضر، تحليل «جريان ها و نيروهاى اجتماعى سياسى» را مبناى تفسير تحولات مربوط
به انقلاب اسلامى مى شمارد. از اين رو آغاز بحث با صورت بندى تحليل ها و تفاسير
انقلاب ايران در سه نظريه با عناوين: «انقلاب با انگيزه دينى و اسلامى»، «انقلاب در
نتيجه مدرنيزاسيون و بحران اقتصادى» و «انقلاب، نتيجه فضاى باز سياسى» و بحران
فراگير صورت مى گيرد و آنگاه با تدقيق بيشتر سه نظريه فوق به «نظريه تلفيق» عوامل
انقلاب و نادرستى تحليل هاى «تك علتى» روى مى آورد. سپس در ادامه بحث، تحليل ويژه
هر تحليلگر را تابع گرايش ها و تمايلات او شمرده، هرگونه تحليلى را اصولا «تحليل
اسلامى» تلقى مى نمايد.
در بخش ديگر، از حضور دو نيروى «اسلامى و ملى» به مثابه دو جريان هميشگى در تحولات
تاريخ معاصر ياد نموده و دهه بيست و سى شمسى را مقطع رقابت ميان سه نيروى «چپ»،
«مذهبيون» و «مليون» تفسير مى نمايد. آنگاه با اشاره اى به فروپاشى قاجاريه به
عنوان مرحله «گسست» ذهنيت سياسى ايرانيان، حركت فدائيان اسلام در دهه سى را مرحله
اى از «تكوين انديشه حكومت اسلامى» باز مى شناسد و جريان «حزب ملل» را در همين
راستا ارزيابى مى كند. در فراز نهايى با توجه به عنصر «حكومت ستيزى» در انديشه
تاريخى تشيع و نقش «امام خمينى به عنوان قابله تاريخ تشيع»، روند تحقق انديشه حكومت
اسلامى را كند و كاو مى نمايد و سرانجام پيروزى انقلاب را نتيجه «تلفيق» عوامل
مختلف بازشمرده و «سهم» روحانيت و ديگر جريان ها را در اين روند «ائتلافى» مورد
تفسير و ارزيابى قرار مى دهد.