آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١١٣ - گفتار پنجم مذهب، نيروهاى اجتماعى و رهبرى امام خمينى در انقلاب اسلامى
تمدن بزرگ و اين كه ما تا چند سال ديگر به دروازه هاى تمدن بزرگ مى رسيم و جزء
كشورهاى مترقى دنيا خواهيم شد و اين جور ادعاها، كه عمدتاً به اتكاى پشتيبانى غربى
ها و بخصوص امريكا انجام مى شد، به هر حال غربى ها و مخصوصاً آمريكايى ها را نگران
كرد و آن ها در اين كه او بتواند به چنين جايى برسد دچار توهم شدند. در واقع نمى
پسنديدند كه شاه اين حرف ها را بزند و شاه يك مقدارى افسار پاره كرده بود و تركتازى
مى كرد و اين افسار گسيختگى را آمريكايى ها تحمل نمى كردند. بر همين اساس، سياست
فضاى باز سياسى و به اصطلاح، طرح كارتريسم در ايران مطرح شد. چون وقتى كه كارتر سر
كار آمد، شعار دموكراسى و پشتيبانى از دموكراسى در تمام دنيا طرح شد. در داخل
امريكا هم عده اى از نهضت اپوزيسيون ايران، به اصطلاح ملّيون و اسلامى هاى ايران با
واسطه و بدون واسطه به غرب و به كل دنيا از نظر تبليغاتى فشار مى آوردند كه شما كه
مدعى دموكراسى هستيد، چگونه از شاه ديكتاتور كه در ايران به اين شكل حكومت مى كند
جانبدارى مى كنيد؟ اين باعث شد كه آن ها در صدد بر آمدند تا هم جلو آن يكه تازى و
بلندپروازى و ادعاهاى دهان پركن شاه را بگيرند و هم جواب اعتراض هاى جهانى را
بدهند; چرا كه تا آن زمان، آن ها على رغم اين كه شاه يك رژيم ديكتاتور بود از آن
طرفدارى مى كردند. به هر حال به هر دو جهت، يعنى هم مهار كردن شاه و هم پاسخ دادن
به اعتراض هاى جهانى كه عليه سياست امريكا بود، آن سياست كارتر اعلام شد و بازتابش
در ايران اعلام آزادسازى سياسى بود كه اين آزادسازى سياسى، حدود سال هاى ٥٥ و ٥٦
همچنان رشد پيدا كرد; مثل نهالى كه در يك سرزمين بسيار مستعد با بارش مداوم باران و
تابش شديد آفتاب، رشد بسيار چشمگيرى پيدا كند و به طور عجيبى پرورش يابد. اين سياست
باعث شد كه در سراسر ايران نهضت جديدى شروع شود و اين روند همين طور ادامه پيدا كرد
تا پيروزى انقلاب و سقوط شاه. در اين تحليل، بيشترين توجه به بعد سياسى مسئله است و
بيشتر به اشتباهات سياسى شاه و سياست فضاى باز سياسى، كه از طرف شاه تحت فشار
امريكايى ها انجام شد، توجه مى شود. در واقع، اين تحليل بيشتر عامل سياسى و بويژه
سياست خارجى امريكا را در انقلاب اسلامى مؤثر مى داند و در واقع به عامل برون زا
بيشتر توجه مى كند.
به نظر مى رسد كه در تحليل از منظر عوامل سياسى، وجود نارضايتى گسترده و در
نتيجه از بين رفتن مشروعيت سياسى رژيم، قبل از اجراى فضاى باز سياسى، زمينه اصلى
ظهور انقلاب است كه با اعمال سياست فضاى باز سياسى تبديل به يك بحران گسترده مى شود
و صورت انفجار به خودش مى گيرد.