آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٢٢ - گفتار يكم سه موج حادثه ساز تا انقلاب دينى
به هر حال، تحت تأثير حوزه و نهضت امام رشد كرده بودند. البته آن ها نيز مذهبى
بودند و ما آن ها را جزء خودمان حساب مى كرديم; گرچه التقاطى فكر مى كردند و در خفا
افكارى داشتند و مى خواستند پلى ميان ماركسيسم و اسلام ايجاد كنند كه هم ماركسيست
ها را راضى نگه دارند و هم ما را. ولى به صورت معمول و بر حسب ظاهر، كاملا مسلمان
بودند و بخصوص در اوايل كار، احكام اسلامى را مراعات مى كردند. به هر حال، ته دلشان
يك چيزها و كارهايى بود كه ما را قبول نداشتند، منتها بروز نمى دادند و تقيه مى
كردند. آن ها نيز سال هاى ٤٩ و ٥٠ كشف شدند و قبل از اين هيچ خبرى از آن ها نبود.
يعنى در اين فاصله تا سال هاى ٤٩ و ٥٠ به جز گروه جزنى و گاهى كسانى ديگر، كه حركت
هاى كوچكى مى كردند، از هيچ كس خبرى نبود.
حركت دكتر شريعتى هم تقريباً در همين سال ها، يعنى حول و حوش سال هاى ٤٨ و ٤٩
اوج مى گيرد..
بله، آن بحث ديگرى است. دكتر شريعتى جزء همين مسلمان هاى روشنفكر بود. او با
مشى يك روشنفكر مذهبى، مسائل مذهبى را تحليل مى كرد. در حسينيه ارشاد كه آيت الله
مطهرى و گروهى از مذهبى ها آن را تأسيس كرده بودند، دكتر شريعتى كم كم گُل كرد و
برجسته شد و جوان ها را جذب نمود و خوب هم بود; يعنى باعث شد كه مذهب در دانشگاه ها
تأثير بيشترى بگذارد. در آن زمان اختلافات بدين صورت نبود; ما همه با هم براى نهضت
جلسه داشتيم. مثل آقاى مهندس بازرگان، آيت الله طالقانى، من، دكتر پيمان، آيت الله
خامنه اى، آقاى گلزاده غفورى، آقاى باهنر و برخى ديگر ـ آقاى بهشتى آلمان بودند و
هنوز نيامده بودند. و وقتى مى خواستيم يك كار فكرى بكنيم، به طور گروهى دنبال مى
كرديم. مثلا بنا شد متنى راجع به مسائل
اساسى و مواضعمان بنويسيم. آقاى باهنر و من و دكتر پيمان سه نفرى مأمور شديم كه
اين مواد را تهيه كنيم و تهيه كرديم. منتها نيمه تمام بود كه من را گرفتند. بعداً
در زندان بودم كه دكتر پيمان كتابى منتشر كرد و ديدم از آنچه تصويب كرده بوديم،
منحرف شده و من در زندان، چهل ايراد به كتابش نوشتم و به آقاى مهدوى كنى كه آزاد
شده بود و بيرون مى آمد، دادم تا به ايشان برسانند. به هر حال، قرارمان نبود آن
گونه موضع بگيريم و چيزهايى را كه نوشته شد، قبول نداشتيم. در هر صورت، ما در آن
تيپ هاى مذهبى با هم كار مى كرديم و اين ها را بايد به حساب مذهب گذاشت; اعم از
دكتر