آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٧٤ - گفتار سوم انقلاب اسلامى در پرتو تحولات تاريخ معاصر
كلفت هاى نظام وصل مى كرد، و اين غير از راكفلر در امريكاست كه دولت تعيين مى كند.
مثلا يكى از كارمندان دون پايه راكفلر، يعنى رابرت مك نامارا، وزير دفاع امريكا مى
شود. در ايران، رژيم پايگاه طبقاتى نداشت و پايگاه اجتماعى هم نداشت و به همين دليل
هم در جريان انقلاب اسلامى كاملا تنها ماند. يعنى به غير از يك عده ساواكى و يك عده
سران رژيم هيچ طبقه اى از رژيم حمايت نكرد.
به نظر شما، كدام يك از ويژگى ها و خصيصه هاى دولت و نظام سياسى پهلوى، زمينه
ساز و تأثيرگذار بر بروز بحران و وقوع انقلاب اسلامى بوده است. به عنوان مثال، آيا
عنصر خشونت و سركوب، بويژه از دهه ١٣٣٠ به اين طرف را مى توان از جمله آن ويژگى ها
شمرد؟.
بارزترين ويژگى نظام سابق به نظر من وابستگى اش بود. يعنى يك رژيم وابسته به
خارج به لحاظ سياسى و اقتصادى كه از آن مى توان با عنوان زندگى زير سلطه يادكرد.
رژيم سابق كارگزار قدرت هاى استعمارى زمان خويش بود و از هويت مستقلى برخوردار
نبود. در تحقيقى هم كه از تاريخ معاصر داريم و چاپ خواهد شد، گفته ايم كه رژيم تا
آخرين روز هم وابسته باقى ماند. مثلا در ماجراى حقوق بشر يك رژيم مستقل، وقتى حيات
و مماتش مطرح است لازم نيست آن گونه تابع محض باشد. حالا من نمى گويم امريكا; و
معتقد نيستم كه رژيم زير سلطه امريكا بود، بلكه معتقدم رژيم برعكس آن تحليل ها، زير
سلطه انگليس بود. اين تحليل البته تحليل شاذّ و نادرى است و خيلى ها آن را قبول
ندارند. بعد از انقلاب، شواهد و آثارى به دست آمد كه سبب شد بعضى ها اين تحليل را
بپذيرند. من معتقدم كه حضور و نقش انگليس در منطقه، امر حادث و تازه اى نيست، بلكه
قديم است و بقاياى همان سلطه سابق است. اين كه بعضى ها نسبت به ماهيت انقلاب اسلامى
ترديد مى كنند و بعضاً چيزهايى مى بينند و احساس مى كنند كه شايد پس از انقلاب،
انگلستان بر كشور حاكم شده، آثار امورى است كه قبل از انقلاب از چشم ما پنهان ماند
و فكر كرديم حضور فراگير از آنِ امريكاست. به هر روى، هركدام از تحليل ها را
بپذيريم، من رژيم سابق را يك رژيم عروسكى مى بينم. به همين دليل هيچ وقت نمى گويم
رژيم شاه; زيرا شاه موضوعيت نداشت. اگر مجموعه گفتارهاى بى بى سى در مورد انقلاب را
كه آقاى باقى به نام «انقلاب اسلامى ايران به روايت راديو بى بى سى» چاپ كرده و
انتشارات «طرح نو» هم به چاپ رسانيده مطالعه كنيد ـ من نوارهايش را گوش كردم ـ مى
بينيد كه طبق نقل قول هايى كه مى شود، شاه چقدر در تصميم گيرى عاجز و ناتوان است.
در واقع، آن ديكتاتورى كه از شاه تصوير مى كردند