آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ٤٢ - گفتار دوم نهضت ها و جنبش هاى معاصر و انقلاب اسلامى (از منظر روش شناختى)
جنبش ها هم صحبت كنيم; ولى نه به عنوان نقاط اصلى اى كه براى جستجوى بنيادهاى
انحراف بايد به سراغ آنها رفت، بلكه به عنوان جاهايى كه در بستر يك تحول تاريخى،
نمودها و علامت هايى را به ما نشان مى دهند و ممكن است در ارزيابى ما ايفاى نقش
كنند; فارغ از اين كه به اين سؤال چه پاسخى بدهيم و بررسى كنيم كه اصلا تأثيرى
داشتند يا نداشتند و يا چه نوع تأثيراتى داشتند، طرح اين سؤال به لحاظ نگاه روش
شناسانه و معرفت شناسانه به امرى اجتماعى به نام انقلاب، بيهوده و عبث است. نهايت
منطقى اين شيوه، چنين است كه به ناچار در يك سلسله ارتباطات، به حضرت آدم مى رسيم و
از هابيل و قابيل شروع مى كنيم و در واقع، يك فلسفه تاريخ بنا مى كنيم تا به اين
سؤال كه چرا انقلاب اسلامى به وقوع پيوسته، پاسخ بدهيم. طبعاً اين گونه تحليل كردن
يك پديده اجتماعى اساساً ما را به جايى نمى رساند و اصولا در مورد همه پديده هاى
ديگر هم مى توان اين گونه به نحوى مشابه، حرف زد; در صورتى كه در يك بررسى اجتماعى
بايد نشان بدهيم عواملى كه موجب ظهور اين پديده مى شوند كدامند و اين پيدايش چگونه
رخ داده است. متأسفانه، اين ايرادى است كه در تحليل هاى راجع به انقلاب وجود دارد;
شما كتاب آقاى عميد زنجانى را كه نگاه كنيد مى بينيد ايشان از پيامبر شروع كرده، در
صورتى كه مى توان از ايشان سؤال كرد چرا در پيامبر متوقف شدى; در حالى كه پيامبر،
از سلسله انبياى ابراهيمى است و قاعدتاً بايد همچنان سابقه بحث را ادامه داد.
يعنى ما مى توانيم به پيشينه تاريخى قومى، به عنوان فاكتور و عاملى در بررسى
ناخودآگاه آدميان و به عنوان فرآيند بلوغ تاريخى و رشد تاريخى آنها بنگريم، ولى تا
زمانى كه زمينه هاى اجتماعىِ حاضر و بالفعلِ ظهور يك پديده تحقق پيدا نكند، آن
پيشينه تاريخى و آن قراين تاريخى به نتيجه مشخصى نمى رسد. پس بايد بستر و شرايط
بالفعل، نظير فروپاشى مشروعيت نظام سياسى يا ظهور طبقه هاى اجتماعى نوين، وجود
داشته باشد تا آن پيشينه تاريخى، روند جديدى را تحقق بخشد..
اكبرى: منظور من اين هم نيست، سخن بنده اين است كه منطقِ تحليل، ايراد دارد;
منطق تحليلى كه در مطالعه پديده انقلاب، بر جستجوى بنيادهاى تاريخى اى استوار است
كه مى تواند سلسله اش تا اول تاريخ كشيده بشود. شما مى توانيد از تضاد هابيل و
قابيل شروع كنيد و به همين نحو جلو بياييد; چرا كه در پديده اجتماعى، تحليل با
فرآيندى گزينشى همراه است. يعنى شما برشى مى زنيد و عينكى هم به چشمتان مى گذاريد و
بررسى را از زاويه اى شروع مى كنيد. ولى آيا واقعاً اين شيوه قادر است پيدايش و
ظهور آن پديده را در آن زمان و شرايط خاص و با آن ويژگى هاى خاص