آخرين انقلاب قرن - زارع، عباس - الصفحة ١٤٦ - گفتار يكم شرايط بين المللى و انقلاب اسلامى
شاهد اين واقعيت هستيم كه دولتمردان آن كشور نمى توانند ماهيت رويدادهاى سياسى
ايران را تشخيص بدهند. همان طور كه قبلا توضيح دادم، مهم ترين دلمشغولى آمريكا در
روابط خارجى اش بعد از جنگ جهانى دوم، حول محور مهار فيزيكى ـ امنيتى و اقتصادى
شوروى و كمونيسم مى چرخيد. امريكا خواهان گسترش روابط سرمايه دارى در جهان غير
سرمايه دارى بود. گسترش روابط اقتصادى سرمايه دارى، برخى عوامل ديگر را براى موفقيت
خود لازم داشت. بايد توجه داشت كه صرفاً انتقال سرمايه و ورود چهار شركت امريكايى
به اينجا و تأسيس چند كارخانه مونتاژ صنعتى به معناى گسترش روابط توليدى سرمايه
دارى نيست. نظام سرمايه دارى كه در مقايسه با نظام هاى كشاورزى پيشرفته تر است در
فضاى متحول و مناسب مى تواند رشد كند. اين فضاى متحول، به انتقال پول و افزايش
درآمدها محدود نيست. در واقع، روابط توليدى اقتصادى سرمايه دارى در يك فضاى سياسى
مناسب قابل رشد است. سرمايه دارى متكى بر فعاليت بخش خصوصى نمى تواند در چارچوب
سياسى استبداد فردى گسترش پيدا كند. در همين مورد توضيح دادم كه گسترش روابط
اقتصادى سرمايه دارى آن سوى سكه گسترش مشاركت بيشتر سياسى در يك كشور است; حال، اين
مشاركت سياسى خواه توسط يك حكومت مردمى صورت بگيرد، يا توسط احزاب ملى و يا احزاب
وابسته و تشريفاتى. در هر صورت بايد به استبداد فردى پايان بخشيد. البته سرمايه
دارى وابسته، نظام سياسى وابسته را نيز طلب مى كند. بنابراين رابطه مستقيمى بين
ماهيت روابط اقتصادى سرمايه دارى و حاكميت هاى سياسى در كشورها برقرار است. اما در
هر صورت، هر نوع رابطه توليدى سرمايه دارى در روند گسترش خود نمى تواند نظام سياسى
استبداد فردى را تحمل كند. امريكا از آغاز دهه چهل شمسى اقدام به توسعه روابط
سرمايه دارى در ايران نمود، ولى براى تقريباً پانزده سال اين روابط اقتصادى بدون
پشتوانه فضاى سياسى مناسب در حال درجازدن بود. در واقع، يكى از ريشه هاى بن بست
اقتصادى ايران در زمان شاه، عدم وجود فضاى سياسى متناسب با روند توليد اقتصادى در
كشور بود. حال اگر به اسناد مذاكرات نمايندگان و سناتورهاى امريكايى در سال هاى
آغازين دهه پنجاه شمسى توجه كنيم مى بينيم كه تعدادى از آن ها به رهبرى ادوارد كندى
خواهان تغيير شاه هستند. آن ها با شخص شاه مخالف نيستند، نگران وضعيت مردم ايران هم
نيستند، آنچه آن ها را نگران كرده اين است كه روش هاى شاه منافع امريكا را در بلند
مدت به خطر مى اندازد. آن ها معتقد بودند كه ادامه حاكميت فردى شاه باعث پيروزى
سريع تر كمونيست ها در ايران خواهد شد. پس با آن نوع استبداد، كه در حال