اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤١٥ - معناى هيئت فعل ماضى
الدار» يك واقعيّت حرفى را حكايت مىكنيد، هيئت فعل ماضى هم يك چنين واقعيّتى را حكايت مىكند. اگر «ض، ر، ب» به تنهايى بود نمىتوانست اين معنا را بيان كند ولى هيئت، متضمن يك چنين معنايى است. گويا مىگويد: آگاه باش كه بين زيد و ضرب يك ارتباط صدورى تحقّق پيدا كرد. نه به اين معنا كه اين عناوين با گفتن «ضَرَبَ» به ذهن ما مىآيد. خير، در باب معانى حرفيه، وقتى مىگوييم: «زيد في الدار»، اصلًا مفهوم ظرف در ذهن ما نمىآيد. مفهوم ظرف، يك معناى اسمى است، مثل مفهوم «الابتداء» در «سرت من البصرة إلى الكوفة». با گفتن كلمه «مِنْ» چهبسا اصلًا مفهوم «الابتداء» به ذهن ما نيايد و لازم هم نيست چنين مفهومى به ذهن بيايد، زيرا موضوع له، عبارت از اين مفهوم نيست تا در ذهن بيايد، بلكه موضوع له در «سرت من البصرة إلى الكوفة» خصوصيتى است كه بين سير و بصره است كه از آن به «سير از بصره» تعبير مىشود. در فارسى به جاى كلمه «مِنْ» كلمه «از» را به كار مىبريم. آيا با شنيدن كلمه «از» چه معنايى به ذهن ما مىآيد؟ در مسئله «زيد في الدار» وقتى مىگوييد: «زيد در خانه است» آيا از شنيدن كلمه «در» كه به معناى «في» براى ظرفيت است چه چيزى به ذهن ما مىآيد؟ ملاحظه مىكنيم كه مفهوم كلّى ظرفيت به ذهن ما نمىآيد. پس همانطور كه «زيد في الدار» از يك واقعيّت متقوّم به دو چيز حكايت مىكند، هيئت «ضَرَبَ» هم از يك واقعيّت متقوّم به دو چيز حكايت مىكند، كه يكى از آن دو عبارت از «كتك»- كه معناى مبدأ و ماده است- و ديگرى عبارت از «فاعل» مىباشد.
و هيئت فعل ماضى بر ارتباط صدورى اين مبدأ از اين فاعل و تحقّق اين فعل از اين فاعل دلالت مىكند. در نتيجه اين كه گفتهاند: «هيئت داراى يك معناى حرفى است»، اين يك امر اعتبارى نيست كه انسان تعبداً ملتزم به آن بشود بلكه يك حقيقت و يك واقعيّت است. هيئت در مقام حكايت است. محكى آن، يك معناى حرفى و يك حقيقت متقوّم به دو چيز است. محكى آن ارتباط بين معناى ماده و فاعل است.