اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٩٦ - نظريه مرحوم آخوند
لحاظ قرار مىگيرد پس درحقيقت دو لحاظ استقلالى به معنا و دو لحاظ تبعى به لفظ تعلّق مىگيرد. در مورد معنا، مانعى ندارد كه دو لحاظ استقلالى به آن تعلّق گيرد، زيرا معنا متعدّد و متكثّر است ولى وقتى لحاظ تبعى را در ارتباط با لفظ مطرح كنيم مىبينيم لفظ، واحد است و تعدّدى در كار نيست. در نتيجه لازم مىآيد دو لحاظ تبعى به يك شىء تعلّق بگيرد. مرحوم آخوند مىخواهد روى اين مطلب تكيه كند چون مسأله لحاظ تبعى را بهطور مكرّر در كلام خود ذكر مىكند. و آنچه آخر كلام خود مىفرمايد: «إلّا أن يكون اللاحظ أحول العينين»، نيز تقريباً نزديك به همين مطلب است. يعنى لحاظكننده، اگر كسى باشد كه لفظ را دوتا مىبيند و لفظ واحد بهنظر او تعدّد دارد، تعدّد لحاظ تبعى در رابطه با لفظ، قابل تصوّر است. ولى اگر لاحظ، شخص واقعبين باشد بهگونهاى كه لفظ را به صورت وحدت و به صورت واقعى خودش مىبيند، چطور مىتواند دو لحاظ تبعى به يك شىء تعلّق بگيرد؟ اين احتمال به كلام مرحوم آخوند نزديكتر از احتمال اوّل است و به احتمال قوى، مرحوم آخوند روى اين احتمال تكيه كرده است. بررسى احتمال دوّم: اگر مرحوم آخوند بخواهد چنين مطلبى را بفرمايد، ما در جواب ايشان مىگوييم: لفظ و معنا يكوقت در ارتباط با متكلّم و مستعمِل ملاحظه مىشود و يك وقت در ارتباط با مخاطب و مستمع. و اين دو با يكديگر فرق دارند. اگرچه بيش از يك استعمال انجام نشده است ولى همين استعمال، وقتى در ارتباط با مستعمِل ملاحظه شود، خصوصياتى در آن وجود دارد كه در ارتباط با مخاطب، آن خصوصيات مطرح نيست بلكه شايد عكس آنها مطرح باشد. بنابراين ما بايد هر دو صورت را مورد بررسى قرار دهيم. صورت اوّل: وقتى ما به خودمان مراجعه مىكنيم مىبينيم اگر يك مولا يا كسى كه صلاحيت صدور امر در او وجود دارد بخواهد دستورى صادر كند و مثلًا به كسى بگويد: «جئني بالماء»، در مرحله قبل از استعمال، ابتدا معنا را ملاحظه مىكند و سپس