اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٠ - جواب
عنوان حصر است و شايد مهمترين ادات حصر همين «ما و إلّا» و «لا و إلّا» باشد.
حديث «لا تعاد» هم داراى عنوان حصر است و نتيجه آن مطرح شدن مفهوم براى چنين جملهاى است. توضيح اين كه اصوليون مىگويند: مفهوم مخالف، عبارت از جملهاى است كه در اثبات و نفى با منطوق، متغاير است. ولى بالأخره مفهوم، جمله است. اگر ما گفتيم: «قضيّه شرطيه داراى مفهوم است». آيا معناى اين عبارت چيست؟
معنايش اين است كه قضيّه شرطيه، دو قضيه است. نه به اين معنا كه قضيهاى را از قضيّه ديگر استخراج كنيم بدون اين كه اضافه به متكلم داشته باشد بلكه به اين معنا كه گويا متكلّم، دو جمله گفته است. اگر بگوييم: «جمله «أكرم زيداً إن جاءك» داراى مفهوم است»، معنايش اين است كه متكلم، گويا دو جمله را در اختيار ما قرار داده است يكى جمله «يجب إكرام زيد إن جاءك» و ديگرى جمله «لا يجب إكرام زيد إن لم يجئك» آيا اين مفهوم، چيزى است كه به متكلّم ارتباط ندارد؟ خير، معناى ثبوت مفهوم اين است كه متكلّم دو استعمال داشته، يكى «يجب إكرام زيد إن جاءك» و ديگرى «لا يجب إكرام زيد إن لم يجئك».
شاهدش اين است كه در باب تعادل و ترجيح، مسئله تعارض بين مفهوم يك روايت با منطوق روايت ديگر را مطرح مىكنند. اگر مفهوم، ارتباطى به امام و استعمالكننده ندارد، تعارض ميان مفهوم و منطوق، چه معنايى مىتواند داشته باشد؟ در بحثى كه مرحوم آخوند در ارتباط با دو جمله «إذا خفي الأذان فقصّر» و «إذا خفي الجدران فقصّر» [١] مطرح مىكند، آنچه بين اين دو عبارت، تعارض ايجاد مىكند وجود مفهوم براى هريك از اين دو عبارت است و اگر مفهوم در كار نبود و يا مفهوم ارتباطى به متكلّم پيدا نمىكرد چه معارضهاى بين اينها مطرح بود؟ بنابراين در باب مفهوم، اوّلًا:
[١]- روايتى به اين الفاظ در كتب روايى نيافتيم ولى اين معنا از روايات به دست مىآيد. رجوع شود به: وسائل الشيعة، ج ٥ (باب ٦ من أبواب صلاة المسافر).