اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٦ - اشكالات بر ثمره دوّم
صحيحى و اعمّى، فرق وجود دارد ولى صغراى اين مسئله منتفى است و ما حتى يك مورد براى آن پيدا نمىكنيم. [١] پاسخ اشكال دوّم: اين اشكال، معنايش اين نيست كه شما ثمره را قبول نداريد بلكه معنايش اين است كه اين ثمره، مصداق ندارد. به عبارت ديگر: شما كبراى اين مسئله را پذيرفتهايد كه صحيحى نمىتواند به اطلاق تمسك كند و اعمى مىتواند ولى مىگوييد: «اين مسئله صغرى ندارد». و پيدا نشدن صغرى، ربطى به مسأله ترتب ثمره ندارد و ثمره در جاى خود محفوظ است هرچند مصداقى براى آن پيدا نشود. ولى به نظر مىرسد اين حرف درست نيست. چگونه مىتوانيم كبرايى را براى مسئله مطرح كنيم در حالى كه نتوانيم حتى يك عدد صغرى براى آن پيدا كنيم؟ اين چه ثمره عمليهاى مىشود؟ چگونه مىشود بحثى با اين دامنه وسيع، هيچ ثمره عمليهاى نداشته باشد؟ بههمينجهت ما بايد اين اشكال را بررسى كرده ببينيم آيا واقعيت همين است؟ اوّلًا: به اين مستشكل مىگوييم: الفاظ عبادات، منحصر به صلاة نيست كه شما در قرآن موارد زيادى از (أقيموا الصلاة) را ملاحظه كرديد و گفتيد: هيچيك از اينها در مقام بيان نيست. محلّ نزاع صحيحى و اعمى منحصر به لفظ صلاة نيست بلكه همه الفاظ عبادات محلّ بحث است حتى عباداتى كه وجوب غيرى و جنبه شرطيت دارد. ثانياً: اين حرف شما ممكن است از نظر عقلا مورد قبول نباشد. آيا شما تمام روايات در باب عبادات را با دقّت بررسى كردهايد و ملاحظه كردهايد كه در هيچيك از آنها اطلاقى وجود ندارد؟ خصوصاً در باب حجّ با آن گستردگى كه دارد و گاهى يك روايت آن يك هفته وقت انسان را مىگيرد تا به مفاد آن پى ببرد. آيا شما همه اين
[١]- فوائد الاصول، ج ١، ص ٧٧ و ٧٨، نهاية الأفكار، ج ١، ص ٩٦، محاضرات في أُصول الفقه، ج ١، ص ١٧٨