اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٤٤ - بررسى نظريّه دوّم
چنين چيزى ممكن نيست. لذا ما (اشاعره) ملتزم به كلام نفسى مىشويم و مىگوييم:
اطلاق متكلّم بر خداوند، به لحاظ اين كلامى كه عبارت از اصوات است نمىباشد بلكه به لحاظ كلام نفسى است و آن كلام نفسى قديم است و قيام به ذات پروردگار دارد. [١]
بررسى نظريّه اشاعره
اشاعره نخواستهاند از مبناى خودشان در باب مشتق صرف نظر كنند و الّا- با قطع نظر از اشكالات ديگر- ممكن است به اينان گفته شود: اين مبنايى كه شما در باب مشتق به صورت امر مسلّمى با آن برخورد مىكنيد، از كجا آوردهايد؟ گذشته از اين كه بطلان اين مبنا واضح است زيرا شما در جايى كه ضَرْب، تحقّق پيدا مىكند، دو مشتق پيدا مىكنيد: «ضارب» و «مضروب». عنوان «ضارب» را به «زيد» و عنوان «مضروب» را به «عَمرو» نسبت مىدهيد. قيام حلولى كه اينان مىگويند، در مورد «مضروب» قابل قبول است ولى نسبت به «ضارب» نمىتوان قيام حلولى درست كرد. آنجا قيامش صدورى است و قيام صدورى، مغاير با قيام حلولى است. پس چگونه شما از وقوع يك ضرب، دو عنوان مشتق درست مىكنيد؟
نظريّه دوّم
با توجه به اشكالى كه به اشاعره وارد كرديم، بعضى گفتهاند: ما اصلًا قيام مبدأ به ذات را معتبر نمىدانيم. [٢]
بررسى نظريّه دوّم
اشتباه اينان اين است كه فكر كردهاند هرجا مسأله قيام مطرح باشد، دنبالش كلمه
[١]- حاشيه مرحوم مشكينى بر كفاية الاصول. رجوع شود به كفاية الاصول، ج ١، ص ٨٥
[٢]- حاشيه مرحوم مشكينى بر كفاية الاصول. رجوع شود به كفاية الاصول، ج ١، ص ٨٦