اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢٥ - بررسى كلمات بزرگان در تفسير كلام فلاسفه
دو احتمال وجود دارد: ١- مقصود، همان مادّهاى باشد كه در ضمن اين مشتق وجود دارد، همان مادّه «ض، ر، ب» كه مبهم است. ٢- مقصود، مصدر باشد، كه داراى هيئت است و هيئت آن نيز معنايى را- كه خواهيم گفت- افاده مىكند. ظاهر كلمات فلاسفه- همانطور كه محقّق دوانى تصريح كرد- اين است كه مراد از مبدأ، همان مبدأ حقيقى است نه مبدأ مشهورى، يعنى مصدر. بنابراين مراد از مبدأ همان مادّهاى است كه در ضمن مشتقّات سريان و جريان دارد. به اين كلام، دو اشكال روشن وارد است: اشكال اوّل: شما كه در فرق بين مشتق و مبدأ مىگوييد: «يكى «لا بشرط» و ديگرى «بشرط لا» است» مگر اينها در يك كلام نيستند؟ مگر مشتق، خالى از مادّه است؟ مادّه در ضمن همين مشتق است، آنوقت چطور مىشود كه هيئت مشتق، «لا بشرط» و مادّهاى كه در ضمن اين مشتق است «بشرط لا» باشد؟ مگر ما دو جمله داريم كه شما در يكى «لا بشرط» و در ديگرى «بشرط لا» درست كنيد؟ مادّه در ضمن اين مشتق، اگر عنوان «بشرط لا» يى دارد، چگونه در لفظ واحد، با هيئت كه «لا بشرط» است جمع مىشود؟ حتّى لازم نيست كه ما جملهاى تشكيل دهيم بلكه در مورد نفس «ضارب» شما مىگوييد: «ض، ر، ب» كه به عنوان مادّه «ضارب» مطرح است، «بشرط لا» است ولى هيئت آن، «لا بشرط» است. بنابراين در كلمه واحده، دو عنوان «بشرط لا» و «لا بشرط» جمع شدهاند و اين معقول نيست. اشكال دوّم: محقّق دوانى مىفرمايد: مادّه، همانطور كه از نظر جنبه لفظى هيچگونه تحصّلى نمىتواند داشته باشد مگر در ضمنِ هيئت، يعنى مثلًا بايد هيئت «ضارب» باشد تا مادّه «ض، ر، ب» تحصّل پيدا كند، از نظر معنا نيز همينطور است يعنى نمىتوانيم براى مادّه، معنايى درست كنيم مگر در ضمن هيئت. اگر چنين است ما نمىتوانيم بگوييم: «معناى مادّه، قابليّت حمل ندارد» مگر به