اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٥٢٣ - بررسى كلمات بزرگان در تفسير كلام فلاسفه
درنظر بگيريم. به تعبير ديگر: سفيدى را به عنوان اين كه ظهورى از ظهور جسم و چهرهاى در ارتباط با جسم است درنظر بگيريم. در اين صورت، قابليّت حمل وجود دارد، زيرا سفيدى- با اين ديد- جدا از جسم نيست بلكه ظهورِ همان جسم و مرتبهاى از وجود جسم و چهره و قيافه جسم است. در اينجا بين جسم و سفيدى تباينى وجود ندارد. [١] پس درحقيقت، اين اعتبارى كه اهل معقول در فرق بين مشتق و مبدأ مطرح مىكنند، آن اعتبار صاحب فصول رحمه الله نيست، اينطور نيست كه مسئله در اختيار اعتبار انسان باشد. بلكه مسئله اين است كه سفيدى را به دو صورت مىتوان ملاحظه كرد، در يك صورت آن قابليّت حمل ندارد، زيرا طرف مقابل جسم قرار گرفته و مباين با جسم واقع شده است، ولى در يك صورت آن، قابليّت حمل وجود دارد زيرا سفيدى، خود جسم و چهره جسم است. اين بهترين تفسيرى است كه در ارتباط با كلام فلاسفه مىتوان مطرح كرد كه هم مغاير با كلام مرحوم آخوند و هم مغاير با كلام صاحب فصول رحمه الله است.
بررسى كلمات بزرگان در تفسير كلام فلاسفه
استاد اعظم ما حضرت امام خمينى رحمه الله كه تخصّص فوقالعاده و كمنظير بلكه بىنظيرى در فلسفه داشتند در اينجا مطلب بسيار خوبى مطرح كردهاند، اگرچه در تقريرات درس ايشان، درست تقرير نشده است. ايشان مىفرمايد: اوّلًا: دليلى كه مرحوم حاجى سبزوارى از محقّق دوانى نقل مىكند، داراى اشكال است. محقّق دوانى گفت: عقل وقتى بياض را ملاحظه مىكند- قبل از رسيدن به
[١]- نهاية الدراية، ج ١، ص ١٥٦