اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٣٠ - كلام بعضى از بزرگان
آنجا بحث شده كه مراد از «ماء جارى» چيست؟ و درضمن، اين بحث پيش آمده كه خصوصياتى كه در مورد «ماء جارى» گفتهاند در مفهوم «الجاري»- كه يك عنوان اشتقاقى و اسم فاعل است- دخالت ندارد. مثلًا گفتهاند: ماء جارى آن است كه از زمين بجوشد. ولى اين خصوصيت «جوشيدن از زمين» در مفهوم «الجاري» دخالت ندارد.
مبدأ «الجاري» عبارت از «جريان» است و آبى كه از آفتابه بيرون مىريزد هم اين مبدأ را داراست و از آفتابه بر زمين جارى مىباشد. آنجا بعضى شبيه حرفى كه الآن نقل كرديم را مطرح كرده و گفتهاند: وقتى «الجاري» را به تنهايى استعمال مىكنيم، خصوصيت «جوشيدن از زمين» در مفهوم آن دخالتى ندارد ولى اگر «الجاري» را به صورت صفت براى «الماء» استعمال كرده و بگوييم: «الماء الجاري»، ذهن انسان به جاى ديگر مىرود، يعنى در اين صورت، خصوصيت «جوشيدن از زمين» هم در مفهوم آن دخالت دارد و درحقيقت، معناى آن عوض مىشود. خصوصيتى كه در «الجاري» تنها و در «جرى الماء من الميزاب» و «يجري الماء من الميزاب» و «الجاري من الميزاب» وجود ندارد. آنوقت گفتهاند: چه مانعى دارد كه در مورد «تاجر» و امثال آن نيز بگوييم: اگر به صورت مجرّد مطرح شوند، يك معنا و اگر در قضيّه حمليّه مطرح شوند معناى ديگرى دارند و حساب آنها از ضارب جدا مىشود. البته اين مطلب فقهى را ما به عنوان مؤيّد حرف اين بعض ذكر كرديم ولى واقعيّت اين است كه هر دو حرف باطل است. هم حرفى كه در اينجا زده شده است و هم حرفى كه در فقه مطرح است. اشكالات كلام بعضى از بزرگان: بر كلام اين بعض دو اشكال وارد است: اشكال اوّل: چطور مىشود قضيّه حمليّه، واقع موضوع و محمول را عوض كند؟
مگر قضيّه حمليّه چه نقشى مىتواند در اين زمينه داشته باشد؟ زيد كه همان زيد است.
چگونه مىتوان گفت: «تاجر»، اگر محمول بر زيد نباشد، معنايش شبيه «ضارب» است ولى اگر محمول بر زيد شد، معنايش عوض مىشود؟ مگر قضيّه حمليّه عوضكننده معناى محمول است؟ خير، قضيّه حمليّه، فقط براى اين است كه بين موضوع و