اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٢١ - ٣- نظريه مختار
بلكه در جملات اسميهاى كه خالى از زمان است- مثل زيد ضارب- نيز خصوصيتى وجود دارد كه قابل انطباق بر تمام زمانهاى سهگانه است. امّا در فعل مضارع، يكى از زمانها جدا شده، همانطور كه در فعل ماضى، انطباق بر يك زمان خاص پيدا مىكند. [١] بعضى از شاگردان مرحوم آخوند [٢] در حاشيه خود بر كفاية مىگويد: «آن معنايى كه در فعل مضارع به عنوان مشترك معنوى مطرح است، عبارت از معناى «ترقّب» مىباشد، در مقابل معناى «تحقّق» كه در فعل ماضى مطرح است». [٣]
٢- نظريه امام خمينى رحمه الله
حضرت امام خمينى رحمه الله فرموده است: بعيد نيست ما در فعل مضارع بگوييم: واضع، هيئت مضارع را براى ارتباط صدورى يا ارتباط حلولى استقبالى وضع كرده است. در نتيجه معناى اوّلى فعل مضارع، همان معناى استقبالى است، سپس به جهت كثرت استعمال در حال، يك وضع تعيّنى هم نسبت به حال پيدا كرده است. ولى وضع تعيّنى به صورتى نيست كه معناى اصلى كنار گذاشته شود بلكه به صورتى است كه گويا دو وضع در كار است: وضع تعيينى دلالت بر معناى استقبال و وضع تعيّنى دلالت بر معناى حال مىكند. [٤]
٣- نظريه مختار
بعيد نيست كه ما در فعل مضارع هم مسأله تعدّد وضع را قائل شويم و بگوييم:
هيئت فعل مضارع را يك مرتبه براى ارتباط صدورى حالى و يك مرتبه براى ارتباط
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٦٢
[٢]- مراد مرحوم مشكينى است.
[٣]- رجوع شود به كفاية الاصول با حاشيه مرحوم مشكينى، ج ١، ص ٦٢
[٤]- مناهج الوصول إلى علم الاصول، ج ١، ص ٢٠٨ و تهذيب الاصول، ج ١، ص ١١٠.