اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٧ - اشكال مرحوم آخوند بر مشهور نحويين
مرحوم آخوند مىفرمايد: بله ما مىتوانيم بگوييم: «فعل ماضى داراى يك خصوصيت معنوى است» يعنى در معناى آن يك خصوصيتى وجود دارد، فعل مضارع هم در معنايش خصوصيتى وجود دارد. آن خصوصيت در همه موارد فعل ماضى و فعل مضارع وجود دارد خواه فاعل آن زمان باشد يا مجرّد باشد يا از زمانيات- مثل زيد- باشد و آن خصوصيت وقتى با زمانيات تطبيق مىشود روى زمان ماضى منطبق مىشود. اين كه در عبارت مرحوم آخوند مىفرمايد: «فيما إذا أُسند إلى الزمانيات» نمىخواهد اين خصوصيت را در فعل ماضىِ مسند به زمانيات مطرح كند. خير، اين خصوصيت در تمام افعال ماضى وجود دارد ولى به تناسب فاعل. اگر فاعلْ زمانى است، با توجه به اين كه زمانى حتماً بايد در زمانْ تحقّق پيدا كند، آن خصوصيت وقتى توأم با اين معنا شد، از فعل ماضى، زمان ماضى استفاده مىشود، از فعل مضارع، زمان حال و استقبال استفاده مىشود ولى اگر فاعل، خود زمان يا از مجرّدات باشد ديگر اقتضاى اين معنا را نمىكند. بنابراين در معناى فعل ماضى هيچگونه تفكيكى نيست. ماضى مسند به زمان، ماضى مسند به مجرد و ماضى مسند به زمانى همه يكسان هستند.
خصوصيت زمانى بودن فاعل اقتضا مىكند كه وقتى با اين معنا تطبيق پيدا كرد، در ماضى، انطباق بر زمان گذشته و در مضارع، انطباق بر زمان حال و استقبال پيدا كند.
ولى آيا آن خصوصيت چيست؟ مرحوم آخوند از آن نامى به ميان نمىآورد. مثل خصوصيت تحقّق و ثبوت، خصوصيت تحقّق، خصوصيتى است كه اگر به اللَّه و عِلْم اللَّه نسبت داده شود به زمان كارى ندارد، اگر به خود زمان نسبت داده شود مسألهاى بهوجود نمىآورد ولى اگر به زمانى- مثل زيد- نسبت داده شود و گفته شود: «تحقَّقَ ضربُ زيد»، چنين چيزى جز با زمان ماضى امكان ندارد تطبيق كند. تحقَّقَ علمُ زيد جز با زمان ماضى منطبق نمىشود ولى «تَحَقَّقَ علمُ اللَّه» ما فوق زمان است و ديگر معنا ندارد ظرف زمانى داشته باشد. يا مثلًا در فعل مضارع به منظور كلمه «تحقُّق» از «ترقُّب» استفاده كنيم. «ترقّب» به معناى انتظار است، يعنى اميد اين معنا مىرود. حال بايد ببينيم معنايى كه ترقّب به آن نسبت داده مىشود چيست؟ اگر اين معنا «ضربُ زيدٍ» باشد يعنى «اميد ضرب زيد وجود دارد» چنين چيزى مسأله آينده و ظرف زمانى