اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٢ - اشكال بر كلام محقّقين از متأخرين
خلاصه: آنچه گفته مىشود كه «واضع چگونه «ض، ر، ب» را كه خالى از هيئت است و عنوان لفظ ندارد، وضع كرده است؟» جوابش اين است كه اگر مىخواستيم مقصود، خودش باشد و وضعش وضع انتهايى و مبسوط باشد، اين اشكال شما وارد بود، ولى اگر مقصود، وضعِ تهيُّئى باشد هيچگونه اشكالى به آن توجّه پيدا نمىكند. اشكال دوّم: اگر ماده- يعنى «ض، ر، ب»- به معناى كتك باشد، فرقى بين اين ماده و اسم مصدر وجود ندارد. پاسخ اشكال دوّم: اگرچه در اين صورت، بين ماده و اسم مصدر، فرق معنوى وجود ندارد ولى بين آنها فرق لفظى وجود دارد و آن فرق اين است كه واضع همانطور كه «ض، ر، ب» را به عنوان وضع تهيّئى براى مشتقات درنظر گرفته و ملاحظه كرده كه در اكثر موارد، نياز استعمالى در ارتباط با مشتقات مطرح است، يك مطلب را نيز مورد نظر داشته كه گاهى ممكن است نياز استعمالى در ارتباط با نفس همين معناى «كتك»- خالى از هر نسبتى- مطرح باشد، بههمينجهت آمده هيئتى را به عنوان اسم مصدر درنظر گرفته كه اين به منظور تفهيم همان طبيعت و معناى خالى از هرگونه ضميمه است. سؤال: نقش اين هيئت- اسم مصدرى- چيست؟ به عبارت ديگر: شما كه مىگوييد: «ض، ر، ب» به معناى كتك است و هيئت اسم مصدرى هم همين معنا را افاده مىكند پس نقش اين هيئت چيست؟ جواب: اين هيئت، مثل هيئت فَعَلَ، يَفْعِل، فاعِل و مفعول و اين قبيل هيئات نيست. اينگونه هيئات، معنا را تغيير مىدهند و هركدام بر ضميمه خاصى در ارتباط با «كتك» دلالت دارند ولى هيئت اسم مصدر اين نقش را ندارد، بلكه چون ماده نمىتواند بدون هيئت تحصّل پيدا كند، هيئت اسم مصدر اين نقش را دارد كه بتوانيم به مادّه نطق كنيم. به عبارت ديگر: نقش آن ساختن لفظ است نه تغيير معنا. نقش آن اين است كه تنطق به ماده امكانپذير باشد.