اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٠٠ - اشكال بر كلام محقّقين از متأخرين
تمام مشتقات، كتك را مىآوريم، كتك زد، كتك مىزند، كتك بزن، كتكزننده و ... و اين معنا در تمامى مشتقات محفوظ است ولى لفظ آن در هيچيك از مشتقات ملاحظه نشده است. در هيچيك از مشتقات، هيئت «فَعْل» نداريم. هر مشتقى هيئت خاصى دارد و نمىشود دو هيئت در يك كلمه جمع شوند. در نتيجه هيچيك از كلام بصريين و كلام كوفيين با معناى حقيقى ماده نمىسازد.
نظريه سوم: نظريه محقّقين از متأخّرين
محقّقين از متأخّرين گفتهاند: ماده مشتقات داراى هيئت خاصى نيست. واضع وقتى خواسته لفظى را براى «كتك خالى از نسبت» وضع كند، مادّه «ض، ر، ب» را با همين ترتيب درنظر گرفته، نه كمتر و نه زيادتر. اگر اينگونه باشد، خصوصيتى كه از نظر لفظ و معنا در مادّه مشتقات معتبر است در اينجا نيز وجود دارد، زيرا اوّلًا: براى ماده، هيئت خاصى درنظر گرفته نشده، بلكه عنوان «ض، ر، ب» را ملاحظه كرده و اين عنوان در تمامى مشتقات محفوظ است. و ثانياً: معنا يك معناى خالى از نسبت است، عنوان زدن در كار نيست، بلكه معنا عبارت از كتك است و كتك، معنايى است كه در جميع مشتقات تحقّق دارد. ضارب:
كتكزننده، مضروب: كتك خورده و ....
اشكال بر كلام محقّقين از متأخرين
بر كلام محقّقين از متأخّرين اشكالاتى وارد شده كه قابل جواب است: اشكال اوّل: اينگونه كه ايشان ماده را معنا كردند و گفتند: «ماده عبارت از «ض، ر، ب» و معنا عبارت از «كتك» بدون هيچ نسبت فاعلى يا مفعولى است» داراى اشكال است زيرا در باب وضع مىگوييم: «وضع عبارت از ايجاد علقه بين لفظ و معناست» حال ببينيم آيا لفظ چيست؟ لفظ عبارت از يك مادّه و هيئت است. هيئت تنها را نمىتوان لفظ ناميد، مادّه تنها را هم نمىتوان لفظ ناميد. اينان كه مىگويند: