اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٧٠ - دخول عناوين ديگر در محلّ نزاع
«انقضى عنه الضرب» وجود دارد در «مضروب» نيز «انقضى عنه المضروبية» وجود دارد. ضاربيت و مضروبيت متقابل با هم مىباشند و اگر در يكى «انقضى ...» صدق كرد در ديگرى هم صدق مىكند. ولى اگر «مضروب» را به معناى «من وقع عليه الضرب» به يك معناى مستمر معنا كنيم اين ديگر «انقضى ...» ندارد. بنابراين در كلام صاحب فصول رحمه الله يك چنين خلطى صورت گرفته است. در نتيجه در اين مسئله حق با مرحوم آخوند است كه ما نمىتوانيم دايره مشتق را به اسم فاعل و صفت مشبهه و بعضى از مصادرى كه به معناى اسم فاعل مىباشند اختصاص دهيم بلكه مشتق داراى معناى وسيعى است، البته در مورد خصوص اسم زمان نكتهاى وجود دارد كه در مقدّمه مستقلى پيرامون آن بحث خواهيم كرد.
دخول عناوين ديگر در محلّ نزاع
از مشتقات ادبيه كه بگذريم عناوين ديگرى نيز در محل نزاع باب مشتق داخلند. يكى از اين عناوين، عنوان نسبت- مثل قمّى- است. قمّى يك عنوان جارى بر ذات است. در «زيد قمّى»، زيد با قمّى بودن اتحاد دارد. موارد نسبت، خواه نسبت به شهر باشد- مانند قمى- يا نسبت به شغل باشد- مانند حمّامى- با وجود اين كه از نظر ادبى مشتق نيستند ولى ملاك بحث در اينجا جريان دارد. يكى ديگر از مواردى كه ملاك بحث در آن جريان دارد، عناوين زوج، زوجه، حرّ و رقّ است كه اينها نيز از نظر ادبى جنبه اشتقاقى ندارند، خصوصاً كلمه حرّ و رقّ كه هيچ نوع اشتقاقى در آنها تصور نمىشود. اين گونه عناوين نيز در محلّ نزاع داخلند. فقهاء در مورد زوج و زوجه شاهدى نيز ذكر كردهاند. اين شاهد را ابتدا علّامه در قواعد مطرح كرده و سپس فرزند ايشان، فخر المحقّقين در كتاب ايضاح مبناى مسئله را بيان كرده و مبنا را همين نزاع در باب مشتق قرار داده است. مسئله اين است كه اگر كسى داراى دو زوجه كبيره باشد، سپس دختربچه