اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٥١ - كلام محقّق نائينى رحمه الله
متلبس به مبدأ در «ما انقضى عنه التلبس» اختلاف وجود دارد، يعنى جماعتى قائل به حقيقت و جماعتى قائل به مجاز شدهاند؟ ما با كسانى كه قائل به مجاز شدهاند كارى نداريم زيرا آنان مستقبل و منقضى را در يك رديف قرار دادهاند و در مورد هر دو، حكم به مجازيت كردهاند. ولى كسانى كه تفكيك كرده و متلبّس به مبدأ در مستقبل را مجاز و متلبّس به مبدأ در منقضى را حقيقت دانستهاند، به چه علّت چنين كارى را انجام دادهاند؟ محقّق نائينى رحمه الله مىفرمايد: علّتش اين است كه مشتق عبارت از يك عنوان و وصفى است كه داراى منشأ و ريشه است. منشأ آن اين است كه عرض، قيام به معروض پيدا كند، ضَرْب، در زيد تحقّق پيدا كند، قتل، در عَمرو تحقّق پيدا كند. و به تعبير ديگر: مشتق عبارت از عنوانى است كه از قيام عرض به موضوعش تولّد يافته است و تا وقتى اين قيام تحقّق نداشته باشد، معنا ندارد كه مشتق تحقّق پيدا كند.
بنابراين كسى كه فردا از او ضرب تحقّق پيدا مىكند و الآن بخواهيم بگوييم: «او امروز ضارب است» با كسى كه اصلًا ضربى از او تحقّق پيدا نمىكند، فرقى ندارد. در هر دو مورد، عرض، قيام به معروض پيدا نكرده است. ولى در مورد «ما مضى» اينطور نيست. نسبت به «ما مضى» اگرچه تلبّس، منقضى شده است ولى بالاخره ضرب، قيام به زيد پيدا كرده است، عرض، قيام به معروض پيدا كرده است. پس درحقيقت فرق بين ما مضى و مستقبل در اين جهت است كه در ارتباط با مستقبل اصلًا قيام عرض به معروض تحقّق پيدا نكرده است، بلكه در آينده مىخواهد تحقّق پيدا كند. ولى نسبت به ما مضى، تحقّق در جاى خودش است. لذا- به تعبير من- در مورد گذشته لازم نيست انسان كلمه إن شاء اللَّه به كار ببرد، زيرا اين، تحقّق پيدا كرده است، ولى نسبت به آينده چون تحقّقى در كار نبوده انسان كلمه إن شاء اللَّه به كار مىبرد و پشتوانه آن مسئله را مطرح مىكند. مرحوم نائينى مىفرمايد: علت اين كه در مستقبل، همه قائل به مجازيت مىباشند ولى در «ما انقضى» اختلاف پيدا شده و جماعتى قائل به حقيقت شدهاند