اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٧٧ - راه دوّم براى تحقّق اشتراك لفظى
«صحاح اللغة» حدود بيست سال در ميان قبائل و طوايف مىگشته و الفاظ و معانى را از زبان خود آنان مىگرفته و مىنوشته تا «صحاح اللغة» را تدوين كرده است. حال اين «جوهرى» ممكن است امروز وارد قبيلهاى شده و ملاحظه كرده آنان وقتى «عين» را مىگويند، «چشم» را اراده مىكنند و وقتى وارد قبيله دوّم شده، ديده است آنان از «عين»، «چشمه» را اراده مىكنند و در قبيله سوّم، مشاهده كرده است كه آنان از «عين»، معناى سوّمى را اراده مىكنند، حال ايشان مىخواهد در «صحاح اللغة» معناى «عين» را بنويسد چارهاى جز اين ندارد كه همه معانى كه در قبائل اراده مىشده را ذكر كند. وقتى در ميان قبائل عرب يك چنين اختلافى وجود دارد آيا «جوهرى» چارهاى غير از اين دارد كه بگويد: «عين، حقيقت در هفتاد معناست»؟ زيرا همه اين قبائل، عرب هستند و هركدام هم از عين، يك معنا را بهصورت حقيقت اراده مىكنند تقدّم و تأخّر و ترجيحى هم وجود ندارد، لغوى در اينجا كدام معنا را مطرح كند؟
چارهاى ندارد جز اين كه بگويد: «عين داراى هفتاد معناست و همه معانى آنهم به نحو حقيقت مىباشند و اشتراك معنوى هم در كار نيست، پس بايد بهصورت اشتراك لفظى باشد». بنابراين، يكى از راههايى كه به عنوان منشأ تحقّق اشتراك لفظى مطرح است اختلاف قبائل- در زمانهاى قبل- و اختلاف بلاد- در زمان ما- مىباشد. [١]
راه دوّم براى تحقّق اشتراك لفظى
راه دوّمى كه به عنوان منشأ اشتراك لفظى مطرح شده- و حرف خوبى هم مىباشد- اين است كه گفته شود:
[١]- رجوع شود به: أجود التقريرات، ج ١، ص ٥١