اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٥ - اشكالات مرحوم آخوند بر دليل فوق
خصوصياتِ اين معناى عام وضع شده است. لذا در آنجا گفتيم: «اين كه شنيدهايد «عين» يك مشترك لفظى و داراى هفتاد معنا است، يك مسأله جزئى است. در «وضع عام و موضوع له خاص» مشترك لفظى با يك ميليارد معنا مطرح است، زيرا هر جزئى، به طور مستقلّ موضوع له قرار گرفته است، هر مصداق، مستقلًا موضوع له است». [١] حال كه اينطور شد ما سؤال مىكنيم: آيا وضعِ لفظ در «وضع عام و موضوع له خاص» در برابر يك ميليارد معنا، به اوضاع متعدّد تحقّق پيدا كرده است يا به يك وضع؟
روشن است كه در «وضع عام و موضوع له خاص» ما بيش از يك وضع نداريم ولى در عين حال كه وضع، واحد است، يك ميليارد معنا به عنوان موضوع له آن مىباشد. بنابراين آنچه مرحوم آخوند فرمود «كه اگر ما پاى مشترك لفظى را بهميان بياوريم بايد به تعداد معانى، قائل به تعدّد وضع شويم» حرف درستى نيست. خير، در وضع عام و موضوع له خاص، مسئله اينطور نيست. شما لفظ را براى يك ميليارد معنا وضع مىكنيد، اين يك ميليارد، متباين هستند زيرا خصوصيات آنها هم در معناى موضوع له دخالت دارد و بين افراد- با لحاظ خصوصيات- تباين وجود دارد. بين زيد و عَمرو- با حفظ خصوصيات زيديّت و عَمريّت- تباين وجود دارد و امكان اجتماع بين آنها وجود ندارد. در نتيجه، ما توانستيم يك مشترك لفظى با اين تعداد تكثر در معنا و تعدّد در معنا پيدا كنيم ولى درعينحال، تعدّد وضع هم لازم نداشته باشيم، بلكه تمام اين مسائل با يك وضع حلّ شود. بلى در جايى كه معانى از دو سنخ باشند و مسأله افراد و يك ماهيت در كار نباشد، بلكه ماهيات متعدّد و حقايق متعدّد مطرح باشد، آنجا اشتراك
[١]- تذكر: مسأله «مشترك لفظى با يك ميليارد معنا» به عنوان لازمه پذيرفتن «وضع عام و موضوع له خاص» بود- كه مرحوم آخوند مطرح مىكرد- ولى حضرت استاد «دام ظلّه» فرمودند: «مشترك لفظى با يك ميليارد معنا، اگرچه عقلًا ممكن است ولى بعيد مىباشد و همين استبعاد موجب مىشود كه ما وضع عام و موضوع له خاص را ممتنع بدانيم». ما اين مطلب را در جلد اول از همين كتاب (بحث امكان و عدم امكان وضع عام موضوع له خاص) مطرح كرديم. بنابراين آنچه در اينجا مطرح شده، به عنوان لازمه كلام مرحوم آخوند است و به معناى پذيرفتن حضرت استاد «دام ظلّه» نيست.