اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦ - نظريه مرحوم آخوند
توجه به اينكه فساد در مقابل صحت است، چنانچه صحت را بهمعناى تماميت بگيريم بايد فساد را بهمعناى نقصان بدانيم زيرا گفته مىشود فلان چيز تامّ است يا ناقص؟ به عبارت ديگر: روى بيان مرحوم آخوند، صحت و تماميت با يكديگر مترادف و نقصان و فساد هم با يكديگر مترادفند. سپس گويا به ايشان اشكال مىشود كه: ما وقتى به علوم، مراجعه مىكنيم مىبينيم هركدام از آنها تفسير خاصى براى صحت مطرح كردهاند. فقهاء، عبادت صحيح را عبادتى مىدانند كه اعاده و قضا لازم ندارد. متكلّمين مىگويند: اگر عملى، موافق با شريعت باشد آن عمل، صحيح و اگر موافق با شريعت نباشد، غير صحيح خواهد بود. اطباء مىگويند: صحت جسم عبارت از آن است كه در جسم، اعتدال مزاج، وجود داشته باشد و جريان طبيعى خودش را طى كند و اگر اين اعتدال مزاج از بين رفت و بيمارى بهجاى سلامتى نشست مىگوييم: اين جسم، صحيح نيست. گويا به مرحوم آخوند گفته مىشود: شما در مقابل اين تفاسير مختلف چه مىفرماييد؟ مرحوم آخوند، در جواب مىفرمايد: صحت، نزد همه ارباب علوم به معناى تماميت است و همه، اين معنا را قبول دارند ولى اين تعابير مختلف، به لحاظ اغراض مختلفى است كه در اين علوم وجود دارد. بحث فقيه، در ارتباط با عمل مكلّف است، فقيه بحث مىكند كه آيا اين نماز- كه مكلّف بهجا آورده- كافى است يا بايد اعاده يا قضا شود؟ لذا عنوان تماميت را كنار گذاشته و اثرى را كه از تماميت عبادت انتظار مىرود، در تفسير صحّت مطرح مىكند. در علم كلام نيز چون از مبدأ و معاد و استحقاق عقوبت و عدم آن بحث مىشود، وقتى از متكلّم، نسبت به صحّت عملى سؤال مىكنيم، او هم صحت را بهمعناى تماميت مىبيند ولى از تماميت، يك اثر خاص متناسب با علم كلام درنظر دارد، آن اثر اين است كه تماميت عمل را در ارتباط با موافقت شريعت و استحقاق ثواب يا عدم استحقاق عقوبت مىبيند.