اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠٠ - بحث اوّل اشكالات دليل پنجم اعمّى
شما نه تنها نمىتوانيد صحت اين نذر را انكار كنيد بلكه اين نذر، از مثالى كه شما ذكر كرديد و به آن استدلال كرديد روشنتر است، زيرا در عبارت «للَّه عليّ أن لا اصلّي في الحمام» اگر بخواهيم صلاة را به معناى اعم معنا كنيم جاى اين اشكال است كه ترك صلاة بهمعناى اعم- كه شامل فاسد هم مىشود- چه رجحانى دارد كه نذر منعقد شود؟ با وجود اين، ما اين اشكال را نمىكنيم و از اشكالات خودمان صرفنظر مىكنيم. آمديم مثالى ذكر كرديم كه هيچ اشكالى به آن وارد نباشد. و از نظر صحت نذر قابل مناقشه نباشد. سؤال دوّم: حال كه نذر منعقد شد از شما سؤال مىكنيم: آيا آن دو تالى فاسدى كه در استدلالتان ذكر كرديد در اين مثال وجود دارد؟ اينجا هم وقتى مىگويد: «للَّه عليّ أن لا أُصلِّي صلاة صحيحة في الحمام» وقتى در حمام نماز مىخواند، نمازش صحيح نيست، پس چرا آن را مخالفت با نذر بهحساب آوردهاند؟ علاوه بر اين، نذر، سلب قدرت مىكند، همانطور كه شما ذكر كرديد. شما اعمّىها كه صحت نذر در مثال ما را قبول داريد اين دو اشكال را چگونه حل مىكنيد؟ به هر صورت كه اين دو اشكال را حل كرديد ما هم در مثال شما به همان صورت حلّ مىكنيم. اگر بگوييد: اين اشكال، به ما وارد نيست. ما مىگوييم: شما با ما چه فرقى داريد؟
كسى كه مىگويد: نماز براى اعمّ وضع شده است، آيا معنايش اين است كه هيچوقت نمىشود نماز را موصوف به صحت كند؟ خير اين گونه نيست، وقتى مىگويد: «للَّه عليّ أن لا اصلّي صلاة في الحمام» اينجا صلاة در اعم استعمال شده است ولى وقتى «صحيحة» را دنبال آن ذكر مىكند، اين «صحيحه» به عنوان قيد احترازى است كه فرد فاسد را بيرون مىكند، مثل «الإنسان العالم»، كه «انسان» در اعمّ استعمال شده ولى «عالم» به عنوان قيد احترازى مىآيد و جاهل را خارج مىكند. پس در حقيقت، آنچه به اعمى در اين اشكال مىگوييم اين است كه اين اشكال شما مشترك الورود است ولى شما مثال را «للَّه عليّ أن لا اصلّي في الحمام» قرار