اصول فقه شيعه - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٨٨ - دليل چهارم اعمّى (حديث «دعي الصلاة أيّام أقرائك»)
«صحيح» يك «عندهم» وجود دارد و «عندهم» و «عندنا» در معناى صلاة نقشى ندارد. [١] نتيجه: اعمّى نمىتواند به اين روايت استدلال كند البته ما نمىخواهيم بگوييم:
استعمال الفاظ در معناى صحيح، استعمال حقيقى است بلكه فقط مىخواهيم جلو مستدلّ را بگيريم و بگوييم: اين الفاظ- در روايت- در معناى صحيح استعمال شده نه در معناى أعم.
دليل چهارم اعمّى: (حديث «دعي الصلاة أيّام أقرائك»)
آخرين روايتى كه اعمّى به آن استدلال كرده روايتى است كه در آن، امام عليه السلام خطاب به حائض مىفرمايد: «دَعِي الصّلاةَ أيّامَ أقرائك». [٢] در روايت، دو احتمال وجود دارد و براساس هر احتمال، بايد بهصورت خاصّى به روايت استدلال كرد، زيرا روايت در مقام نهى زن حائض از خواندن نماز است و نهى بر دو قسم است: مولوى و ارشادى. مراد از نهى مولوى اين است كه منهى عنه، مبغوضِ مولا باشد و اگر مكلّف، آن را مرتكب شود، استحقاق عقوبت خواهد داشت، مثل: «لا تشرب الخمر» كه در آن نهى مولوى به شرب خمر تعلّق گرفته و اگر كسى آن را مرتكب شود، مبغوض مولا را مرتكب شده و استحقاق عقوبت دارد. و نهى ارشادى مثل اين است كه رفيق شما مىخواهد به مسافرت برود و با شما مشورت مىكند، شما به او مىگوييد: اين مسافرت را انجام نده. اين معنايش ارشاد
[١]- كفاية الاصول، ج ١، ص ٤٧ و ٤٨
[٢]- وسائل الشيعة، ج ٢، ص ٥٤٦ (باب ٧ من أبواب الحيض، ح ٢).