آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٨٦ - بررسى معناى عبارت «اللصّ محارب»
كه دزد وارد خانهاش شود، امّا با او محاربه و مقاتله ننمايد، بىتفاوت بنشيند و سكوت كند. گاه مقاتله به كشتن دزد نيز منتهى مىگردد.
٢- وبإسناده عن جعفر، عن أبيه عليهما السلام، قال: إنّ اللَّه ليمقت العبد يدخل عليه في بيته فلا يقاتل. [١]
فقه الحديث: اين حديث همان روايت قبل است كه به جاى «الرجل»، «العبد» و به جاى «فلا يحارب»، «فلا يقاتل» دارد.
٣- وعنه، عن المختار بن محمّد بن المختار وعن محمّد بن الحسن، عن عبداللَّه بن الحسن العلوي، جميعاً عن الفتح بن يزيد الجرجاني، عن أبي الحسن عليه السلام في رجل دخل دار آخر للتلصّص أو الفجور، فقتله صاحب الدّار، أيقتل به أم لا؟ فقال: إعلم أنّ من دخل دار غيره فقد أهدر دمه ولا يجب عليه شيء. [٢]
فقه الحديث: اين روايت صحيحه نيست. فتح بن يزيد از امام هفتم عليه السلام پرسيد: مردى به خانهى ديگرى براى دزدى يا فجور و فحشا وارد شد و صاحب خانه او را كشت، آيا به عنوان قصاص صاحب خانه را مىكشند، يا نه؟
امام عليه السلام فرمود: كسى كه به خانهى ديگرى وارد شود، خونش هدر است و بر قاتل چيزى نيست.
سؤال راوى از مردى است كه براى دزدى يا فجور به خانهى ديگرى وارد گردد، امّا امام عليه السلام اين عناوين را كنار زده، حكم را بر داخلشونده خانهى ديگرى بدون اجازه مترتّب كرد. اين فرد به هر قصدى، خواه به قصد سرقت يا فجور يا تماشا و ... وارد خانهى غير گردد، چنين حكمى دارد.
٤- محمّد بن الحسن بإسناده عن محمّد بن عليّ بن محبوب، عن محمّد بن
[١]. وسائل الشيعة، ج ١١، ص ٩١، باب جهاد العدو، ذيل ح ٢؛ كافى، ج ٥، ص ٥١، ح ٢.
[٢]. همان، ج ١٩، ص ٥١، باب ٢٧، قصاص نفس، ح ٢.