آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٨٣
محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد، عن صفوان، عن يونس، عن أبي الحسن الماضي عليه السلام قال: أصحاب الكبائر كلّها إذا أقيم عليهم الحدّ مرّتين قتلوا في الثالثة. [١]
نقد استدلال: اوّلًا: ظاهر «أصحاب الكبائر» افراد مسلمانى را شامل مىشود كه بر اسلام باقى هستند؛ ليكن مرتكب گناه كبيره شدهاند. با ارتداد، فرد مرتدّ از صف مسلمانان خارج مىگردد و از دايرهى اسلام بيرون مىرود. ارتداد در رديف گناهان كبيره نيست.
بنابراين، مرتدّ در موضوع روايت داخل نيست تا حكم آن را داشته باشد.
ثانياً: مفاد روايت حكم به قتل پس از اجراى دو حدّ است. مرتدّ فطرى را در مرتبهى اوّل و دوّم استتابه مىدهند، و به او حدّى نمىزنند، آيا از قول امام عليه السلام: «المرتدّ يستتاب وإلّا قتل» [٢] استفاده مىشود دو نوع حدّ: «قتل» و «استتابه» در حقّ مرتدّ جعل شده است؟ «استتابه» حدّ نيست؛ بلكه حدّ مرتد، قتل است. در مرتدّ ملّى اجراى اين حدّ مشروط به استتابهى مرتدّ و عدم پذيرش اوست؛ و در مرتدّ فطرى شرطى ندارد.
بنابراين، شرطى كه در روايت يونس هست، يعنى دوبار اقامهى حدّ، در مرتدّ ملّى وجود ندارد. پس، مفاد روايت در حقّش قابل اجرا نيست.
نقدى بر اولويّت: اگر گفته شود وقتى در اصحاب كبائر در مرتبهى سوّم قتل اجرا مىشود، به طريق اولى در مرتدّ ملّى نيز در مرتبهى سوّم قتل جارى است. مىگوييم به دو دليل، اولويت در اينجا راه ندارد:
اوّلًا: عموم روايت يونس تخصيص خورده است؛ لذا، عمومش باقى و پابرجا نيست كه بتوان به آن تمسّك كرد.
ثانياً: در اصحاب كبائر پس از آن كه دوبار حدّ را اجرا كردند و او تحت تأثير قرار نگرفت، او را مىكشند. زيرا، معلوم مىشود دو حدّ گذشته براى تنبيهش مؤثّر نبوده است.
امّا در مورد مرتدّ، تازيانه و زندانى مطرح نبوده، او را توبه دادهاند؛ توبه، حدّ و عقوبت
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٣١٣، باب ٥ از ابواب مقدّمات الحدود، ح ١.
[٢]. همان، ص ٥٤٥، باب ١٠ از ابواب حدّ مرتد، ح ٥.