آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٥٦
هرچند عامى مذهب مىباشد. پس، روايت موثّقه است و نيازى به جابر ندارد.
فقه الحديث: امام صادق عليه السلام فرمود: مرد مرتدّ را توبه مىدهند؛ اگر نپذيرفت، او را مىكشند؛ و زن مرتدّ را توبه مىدهند؛ اگر زيربار نرفت، زندانى شده او را اذيّت و آزار مىدهند.- به همان شكلى كه در قسمتى از روايات آمده بود؛ به او قوت لايموت مىدهند و در اوقات نماز او را مىزنند.-
كيفيّت دلالت: شهيد ثانى رحمه الله مىفرمايد: جملهى اول را بايد بر مرتدّ ملّى حمل كرد؛ جملهى دوّم نيز به حكم اتّحاد سياق مربوط به مرتدّ ملّى مىشود. در نتيجه، بحث استتابه مربوط به مرتدّ ملّى است و براى زنىكه ارتدادش فطرى باشد، دليلى بر استتابه نداريم. [١]
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد: اين روايت، دو موضوع و دو حكم دارد. اگر صدر روايت به قرينهى روايات ديگر بر مرتدّ ملّى حمل شد، چرا دست از اطلاق ذيل روايت برداريم؟
ذيل كه قرينهى برخلاف و دليل بر تقييد ندارد؟ بنابراين، به اطلاق موضوع دوّم تمسّك كرده و مىگوييم: «المرأة المرتدّة تستتاب مطلقاً أي سواء كانت فطرية أم ملّيّة». [٢]
ظاهراً حقّ با صاحب جواهر رحمه الله است. شهيد ثانى رحمه الله نيز فتواى صريحى به تفاوت بين زن مرتدّ ملّى با فطرى نداده است. مىگويد: از نصوص چنين چيزى برداشت مىشود.
نتيجه: از زنى كه به ارتداد ملّى يا فطرى مرتدّ شد، توبه طلب مىكنند؛ اگر توبه كرد، از زندان آزاد مىشود و هيچ مسألهاى ندارد؛ و اگر زيربار نرفت، به زندان ابد مىافتد.
كيفيّت توبهى زن مرتدّ
استتابه و طلب توبه فقط يك مرتبه از طرف حاكم است، اگر به دنبال استتابهى حاكم توبه نكرد، ليكن يك ماه بعد خودش اظهار توبه كرد، ظاهراً از او نمىپذيرند. اينطور نيست كه مسأله در اختيار زن باشد كه هر وقت تصميم گرفت، توبه كند. اين توبه غير از توبهى به درگاه پروردگار است كه هر وقت اراده كرد، مىتواند توبه كند.
[١]. مسالك الافهام، ج ١٥، ص ٢٦.
[٢]. جواهرالكلام، ج ٤١، ص ٦١٢.