آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٤٠٩
جهت اطلاقى ندارد تا بتوان به آن تمسّك كرد.
دليل قول مشهور اطلاق آيهى شريفه است كه فرمود: «أو ينفوا من الأرض» اگر تبعيد براى يك سال بود، بايد آن را تقييد مىكرد. از عدم تقييد استفاده مىشود كه براى تبعيد، حدّ و اندازهاى نيست.
امام راحل رحمه الله در اين مورد در تحريرالوسيله فرموده است: احتياط اين است كه تبعيد كمتر از يك سال نباشد؛ هرچند در بين سال توبه هم كرده باشد؛ ولى اگر توبه نكرد، نفى تا زمان توبه استمرار دارد. به عبارت ديگر، استمرار نفى و ادامهاش را تا زمان توبه قرار دادهاند نه تا زمان مرگ. معلوم مىشود ايشان همان قول محقّق و شهيد ثانى رحمهما الله را پذيرفتهاند.
دليل قول سوّم: روايت مدائنى است كه فرمود: «يفعل ذلك به سنة فإنّه سيتوب وهو صاغر ...» [١] تا يك سال با او معاشرت و مبايعه و ... نمىشود؛ پس زود است كه توبه كند در حالى كه خوار باشد. از اين روايت استفاده مىشود ملاك پايان حدّ نفى توبه است؛ زيرا، به طور معمول كسى كه تا يك سال در تبعيد بماند، توبه مىكند.
اين روايت ضعيف و مورد عمل مشهور نيز واقع نشده است تا ضعف سندش جبران شود؛ لذا، مشكل است بگوييم: «إستمرار النفي إلى أن يتوب»، بلكه بايد گفت: «إلى أن يتوب». آيهى شريفه بر قبولى توبه قبل از دستگيرى دلالت دارد و ما دليلى بر قبول توبه در حين اجراى حدّ نداريم.
نكته پنجم: اگر محارب بخواهد از تبعيدگاه به بلاد شرك برود، در روايت مدائنى مىگفت «يقتل» [٢] و اگر خود را به آن بلاد رسانيد، مىگفت: «قوتل أهلها». [٣]
در اين قسمت، از دو جهت بحث هست:
جهت اوّل: اگر محاربى تصميم داشته باشد به بلاد كفر برود، نبايد بگذارند به دولت شرك پناه ببرد. اين مطلب را مىتوانيم از طبع قضيه استفاده كنيم؛ زيرا، ممكن است اين فرد سبب انحراف ديگران شده و به عنوان مبلّغى بر ضدّ اسلام در آنجا فعاليّت كند؛ و
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٣٩، باب ٤ از ابواب حدّ محارب، ح ٤.
[٢]. همان، ح ٢.
[٣]. همان، ح ٣.