آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٧٩ - بررسى معناى لُصّ
فاقتلوه فما دخل عليك فعليّ. [١] ٢- في المجالس والأخبار عن الحسين بن إبراهيم القزويني، عن محمّد بن وهبان، عن عليّ بن حبشي، عن العبّاس بن محمّد بن الحسين، عن أبيه، عن صفوان بن يحيى، عن الحسين بن أبي عقدر [غندر]، عن أبي أيّوب، قال: سمعت أبا عبد اللَّه عليه السلام يقول: من دخل على مؤمن داره محارباً له فدمه مباح في تلك الحال للمؤمن وهو في عنقي. [٢]
مفاد هر دو روايت اين است كه اگر خون لُصّ ريخته شود، ناراحت مباش؛ به عهده و به گردن من باشد. لذا، تفريع «فاقتلوه» بر محارب بودن لصّ كار را لنگ مىكند.
نكتهاى كه بايد به آن توجّه داشت، اين است كه در حدّ محارب، بحثى از كيفيّت مقابله با محارب نشده است، اگرچه در كتاب دفاع از نفس و مانند آن بهطور كلّى مباحثى هست.
لذا، نمىتوان گفت مقاتله با محارب جايز بوده و تا سرحدّ مرگ مىتوان با او جنگيد. چنين حكمى- به عنوان أنّه من أحكام المحارب- حتّى در محارب واقعى هم بحث نشده است.
بنابراين، با وجود اين كه محارب حكم خاصّى به اين صورت ندارد، چگونه مىفرمايد:
«اللُصّ محارب» و بعد بر آن «فاقتلوه» را تفريع مىكند؟ توضيحى در آينده در دفع اين اشكال خواهيم داشت.
بررسى معناى لُصّ
با مراجعهى به كتاب لغت مىبينيم لُصّ همان سارق است. «لَصَّ الشيء أي سرقه، واللُصّ السارق». لكن سارق بر دو نوع است:
نوع اوّل: فردى كه مخفيانه دست به سرقت مىزند و كوشش مىكند صاحبخانه متوجّه او نگردد. اين فرد لُصّ و سارق است؛ ليكن محارب نمىباشد.
نوع دوّم: گروه يا فردى مسلح و متغلّبانه وارد خانه يا مغازهاى مىشوند، صاحب خانه
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٤٣، باب ٧ از ابواب حدّ محارب، ح ١.
[٢]. همان، ح ٣.