آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٣٢٧ - كيفيّت اخافهى مأخوذ در تعريف
ذمّه عمل مىكنند، محاربه به شمار نيايد يا از تناسب حكم و موضوع مىفهميم مقصود كسانى هستند كه ترساندن ايشان حرام باشد؟ وگرنه اگر كسى شمشير برهنه كند و لشكر دشمن را بترساند، نهتنها اين عمل جايز است، بلكه واجب هم مىباشد.
بنابراين، شخص ذمّى كه در پناه اسلام است، ترساندنش همانند ترساندن مسلمان حرام است و حدّى كه در مورد محارب جعل شده، اختصاص به ترساندن مسلمان و مملكت اسلام ندارد. لذا، اگر كسى در دارالكفر مسلمانان را بترساند، حكم محارب بر او مترتّب مىشود.
كيفيّت اخافهى مأخوذ در تعريف
ترساندن بر دو نوع است:
١- اخافهاى كه قصد و غرض فاعلش ترساندن مردم و ايجاد فساد در روى زمين باشد؛ يعنى قصد دارد با اين كارها گردن كلفتى كرده، بر مردم ناحيهاى سيطره پيدا كند. اين نوع ترساندن سبب تحقّق عنوان محارب و ترتّب حدّ آن مىگردد.
٢- فردى كه به عرض و آبرويش توسط فرد يا گروهى تجاوز شده و يا متعرّض ناموسش شدهاند يا اموالش را غصب كردهاند، براى انتقام، يا ترساندن طرف چاقو مىكشد؛ با چنين ترساندنى مصداق براى مفسد فى الأرض نمىشود و عنوان محارب بر او صادق نيست.
صاحب جواهر رحمه الله مىفرمايد: اصحاب اين مسأله را درست تنقيح نكردهاند و خودشان اظهار تمايل به دخول تمام موارد بالا در حكم محارب دارند؛ [١] ليكن واقع مسأله اين است كه اخافهى افسادى، ترساندن خاصّى است كه در همهجا صادق نيست؛ مثلًا اگر مرتعى بر طبق شرع و قانون به يك روستايى تعلّق داشت و اهالى روستاى ديگرى آن را غصب كردند، صاحبان مرتع با چوب و شمشير به راه افتادند تا آنان را بترسانند و مال خود را باز پس گيرند، بدون اشكال، اين ترساندن افسادى نيست و عنوان محارب بر آن صادق نيست. لذا امام راحل رحمه الله فرمود: «لإخافة الناس وإرادة الفساد» يعنى فاعل هر اخافهاى
[١]. جواهر الكلام، ج ٤١، ص ٥٦٩، س ٧.