آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٥٠ - عدم قطع دست راست با احتمال خطر جانى
نقد دلالت روايت:
اوّلًا: سندش ارسال دارد و اگر از اين جهت صرفنظر كنيم، اين روايت فقط يك فرض از فروض سهگانه را مىگويد؛ يعنى صورتى كه دست چپ سارق شلّ و دست راستش سالم است؛ با قطع دست راستش مانند افراد بىدست مىگردد؛ و براى غذا خوردن، تطهير و استنجا به مشكل برخورد مىكند. در آخر روايت صحيحهى عبدالرحمان بن حجّاج چنين آمده: «وكان عليّ عليه السلام يقول: إنّي لأستحيي من ربّي أن لا أدع له يداً يستنجي بها أو رجلًا يمشي عليها». [١] اميرمؤمنان عليه السلام مىفرمود: من از خداوند حيا مىكنم براى او دستى نگذارم تا با آن استنجا و تطهير كند يا پايى نگذارم كه با آن راه برود. اين قسمت روايت تأييد كلام مرحوم اسكافى است. او مىگويد: چنين فردى كه دست چپش معيوب است اگر دست راستش بريده شود، با چه وسيلهاى نيازهاى خود را برطرف كند؟
ليكن بيان ايشان بر فرض اغماض از ارسال روايت، در جايى كه دست راست شلّ و دست چپ سالم و يا هر دو دست شلّ باشد، جا ندارد.
روايت صحيحهى عبدالرّحمان بر فرض اين كه بيان امام اميرالمؤمنين عليه السلام به منزلهى تعليل باشد، نمىتواند در مقابل روايات صحيحهاى كه مىگويد: «تقطع يمينه على كلّ حال» و مشهور نيز بر طبقش فتوا دادهاند، مقاومتى داشته باشد. بنابراين، ما نمىتوانيم از چند روايت صحيحه كه صريح در مطلب است و مورد عمل و فتواى غير اسكافى است در مقابل روايت مرسل يا شبه تعليلى دست برداريم.
عدم قطع دست راست با احتمال خطر جانى
امام راحل رحمه الله در ادامهى اين مسأله فرمود: اگر احتمال خطر جانى در قطع دست راست ناسالم سارق دهيم، و اين احتمال عقلايى با منشأ و اساس عقلايى باشد، مانند اين كه طبيب به ما بگويد: اگر دستش را قطع كنيد، مىميرد و يا احتمال مردنش قوى است؛ در اين صورت، به خاطر اين كه بر حيات و جان سارق محافظت كرده باشيم، دستش را نمىبريم؛ ليكن آيا دست چپ سالم يا دست چپ ناسالم كه در قطعش احتمال خطرى نيست، قطع
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٤٩٥، باب ٥ از ابواب حدّ سرقت، ح ٩.