آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ٢٤٨ - حكم قطع دست چپ و احتمال خطر جانى در قطع دست راست
قطع دست راست مترتّب است.
در اين سه فرض، بايد به اطلاق آيه و روايات تمسّك كرده و به قطع دست راست حكم كنيم؛ بر فرض اين كه در اطلاق آيه شبهه شود، روايات مطلق تعدادشان زياد است.
حقّ اين است كه آيه و روايات اطلاق دارند و قطع دست را به سالم بودن هردو دست يا شلّ نبودشان يا شلّ نبودن دست راست و مانند آن مقيّد نكرده است. بر فرض اشكال در اطلاقات، رواياتى در خصوص اين مورد داريم كه هر شكّ و شبههاى را زائل مىكند:
١- محمّد بن يعقوب، عن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد بن عيسى، عن ابن محبوب، عن ابن سنان، عن أبي عبداللَّه عليه السلام في رجل أشلّ اليد اليمنى أو أشلّ الشّمال، سرق. قال: تقطع يده اليمنى على كلّ حال. [١]
فقه الحديث: در اين روايت صحيحه، ابنسنان از امام صادق عليه السلام پرسيد: مردى كه دست راستش يا دست چپش شلّ و معيوب است، سرقت مىكند؛ حكمش چيست؟
امام عليه السلام فرمود: دست راستش به هر حال قطع مىگردد.
از اين روايت مىفهميم هر دو دست شلّ باشد يا دست راست يا دست چپ، فرقى نمىكند؛ به هر تقدير، در حدّ سرقت بايد دست راستش را بريد. لذا، روايت بيانگر همان مطلبى است كه از اطلاقات استفاده مىشود.
٢- محمّد بن عليّ بن الحسين بإسناده عن الحسن بن محبوب، عن علاء، عن محمّد بن مسلم، عن زرارة، عن أبي جعفر عليه السلام. وعن ابن محبوب، عن عبداللَّه بن سنان، عن أبي عبداللَّه عليه السلام، أنّ الأشلّ إذا سرق قطعت يمينه على كلّ حال، شلّاءً كانت أو صحيحة، فإن عاد فسرق قطعت رجله اليسرى فإن عاد خلّد في السجن واجري عليه من بيت المال وكفّ عن النّاس. [٢]
فقه الحديث: روايت به يك سندش از طريق زراره به امام باقر عليه السلام منتهى مىشود؛ و
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٠١، باب ١١ از ابواب حدّ سرقت، ح ١.
[٢]. همان، ص ٥٠٢، ح ٤.