آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١٤ - بررسى روايات سرقت كودك
مىشود؛ در مرتبهى دوّم تعزير مىگردد؛ براى بار سوّم سر انگشتانش قطع مىگردد؛ و در مرتبهى چهارم از پايينتر از سر انگشتان مىبُرند.
اين روايت با روايت قبل منافات دارد؛ زيرا، در صحيحهى ابنسنان به تعزير در مرتبهى سوّم تصريح شده بود، و صحيحهى حلبى به تعزير در مرتبهى دوّم دلالت دارد.
روايت ابنسنان «قطع أسفل من ذلك» را در مرتبهى پنجم مىگفت، ولى اين روايت، در مرتبهى چهارم مىگويد.
صحيحهى حلبى بر فتواى شيخ رحمه الله نيز دلالت ندارد؛ زيرا، مرحوم شيخ در مرتبهى سوّم حكّ انامل را مىگفت و اين روايت قطع انامل را مطرح مىكند. شيخ رحمه الله در مرتبهى چهارم به قطع سر انگشتان فتوا داد و روايت، به قطع پايينتر از آن كه ظهور در بند دوّم دارد، دلالت مىكند.
٣- وبالإسناد عن صفوان، عن إسحاق بن عمّار، قال: قلت لأبي إبراهيم عليه السلام:
الصبيان إذا اتي بهم عليّ [عليّاً] عليه السلام قطع أناملهم من أين قطع؟ فقال: من المفصل، مفصل الأنامل. [١]
فقه الحديث: در اين روايت معتبر، اسحاق بن عمّار به امام كاظم عليه السلام گفت: كودكان دزد را كه نزد امير مؤمنان عليه السلام- (در متن روايت «عليّ» و نسخهى بدل «علياً» آورده است كه از نظر ادبى، «عليّاً» صحيح است)- مىآوردند، آن حضرت انگشتانشان را قطع مىكرد- (راوى قطع انگشتان را مسلّم گرفته است، و اين سؤال را طرح مىكند)- از كدام قسمت آنها قطع مىكرد؟ امام عليه السلام در پاسخ فرمود: از مفصل انامل.
مقصود اين است كه امام عليه السلام به سر انگشت اكتفا نمىكرد؛ بلكه از بندش قطع مىكرد؛ ليكن روايت دلالت ندارد بريدن انگشتان در چه مرتبهاى بوده است.
٤- وعن عدّة من أصحابنا، عن سهل بن زياد، وعن محمّد بن يحيى، عن أحمد بن محمّد جميعاً، عن ابن محبوب، عن عبداللَّه بن سنان، عن
[١]. وسائل الشيعة، ج ١٨، ص ٥٢٣، باب ٢٨ از ابواب حدّ سرقت، ح ٥.