آئين كيفرى اسلام - ترابى شهرضايى، اكبر - الصفحة ١١٧ - فرع سوّم سرقت پردهى كعبه و
مرحوم شهيد ثانى مىفرمايد: بنىشيبه متولّى مسجد الحرام هستند و اموال آنجا و بيت اللَّه به دست آنان مىباشد، حتّى در زمان ما نيز چنين است. [١] از روايات استفاده مىشود بنىشيبه در اين اموال خيانت مىكنند و گاه در امور شخصى خودشان مصرف مىكنند.
در روايت عبدالسّلام هروى علّت قطع دست را سارق بودن بنىشيبه قلمداد كرده است و پارهاى از روايات كه مشتمل بر لام تعليل نيست باز عرف از آنها استفادهى علّيت مىكند؛ زيرا، فرمود: «أما إنّ قائمنا لو قد قام لقد أخذهم فقطع أيديهم وطاف بهم وقال:
هولاء سرّاق اللَّه». [٢]
زمانى كه قائم ما عجّل اللَّه تعالى فرجه الشريف قيام كند، آنان را گرفته دستهايشان را قطع مىكند و منادى ندا مىكند اينان دزدان خداىاند.
روايت در مقام بيان توجيه كردن مردم است، اين حكم خشن و سخت از آن رو دربارهى بنىشيبه پياده شد كه دزد هستند.
صاحب جواهر رحمه الله با وجود اين كه روايات صراحت در علّيت دارند مىفرمايد: احتمال مىدهيم قطع دستشان ارتباطى به سرقت نداشته باشد، بلكه از جهت مفسد بودن آنان باشد؛ يعنى حدّ محارب بر آنان پياده شود. همان آيهى: إِنَّمَا جَزَ ؤُاْ الَّذِينَ يُحَارِبُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُو وَيَسْعَوْنَ فِى الْأَرْضِ فَسَادًا أَن يُقَتَّلُواْ أَوْ يُصَلَّبُواْ أَوْ تُقَطَّعَ أَيْدِيهِمْ وَأَرْجُلُهُم مّنْ خِلفٍ أَوْ يُنفَوْاْ مِنَ الْأَرْضِ. [٣]
اين بيان صحيح نيست، زيرا:
اوّلًا: در روايات، سرقت را علّت قطع دست گفته است.
ثانياً: در آيهى محاربه فقط قطع دست نيست، بلكه دست همراه با پا قطع مىگردد. در بحث حدّ محارب به تفصيل پيرامون آيه سخن خواهيم گفت؛ لذا، آيه به هيچ وجه بر اين
[١]. وسائل الشيعة، ج ٩، ص ٣٥٣، باب ٢٢ از ابواب مقدّمات طواف، ح ٦.
[٢]. همان، ح ٩.
[٣]. سورهى مائده، ٣٣.