جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٤٦٦ - كتاب الحجر و التفليس من مجلد الاول
عمر بن حنظله» [١] و غير آن فهميده مىشود. و هم چنين عموم «العلماء ورثه الانبياء» [٢] و «علماء امتى كانبياء بنى اسرائيل» [٣]. و شكى نيست كه از براى انبياء اين نوع ولايت ثابت بود. و در نهج البلاغه از كلام امير المؤمنين (ع) كه «ان اولى الناس بالأنبياء اعلمهم بما جاءوا به. ثم تلى (عليه السلام) قوله تعالى إِنَّ أَوْلَى النّٰاسِ بِإِبْرٰاهِيمَ لَلَّذِينَ اتَّبَعُوهُ وَ هٰذَا النَّبِيُّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا، ثم قال: ان ولى محمد(ص) من اطاع اللّٰه و ان بعدت لحمته، و ان عدو محمد(ص) من عصى اللّٰه و ان قربت قرابته» [٤].
و ايضا دلالت مىكند بر اين عقل و اعتبار. زيرا كه ناچار است از كسى كه مباشر اين امور باشد، و كسى مثل حاكم عادل نيست.
به جهت رجحان او به سبب علم و ديانت.
و هر گاه حاكم شرعى نباشد، پس ظاهر اين است كه ولايت ثابت است از براى كسى كه اعتماد به دين و امانت او باشد، چنانكه جمعى از علما تصريح به آن كردهاند. و دلالت مىكند بر آن آيات و اخبار مثل قوله تعالى «وَ لٰا تَقْرَبُوا مٰالَ الْيَتِيمِ إِلّٰا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ و مٰا عَلَى الْمُحْسِنِينَ مِنْ سَبِيلٍ» و شكى نيست كه اين احسانى است به اين اشخاص. و بعضى استدلال كردهاند به حكايت خضر و ظاهر آن است كه مراد معيوب كردن كشتى باشد به جهت صلاح حال مساكين كه صاحب آن بودند كه آن پادشاه ظالم كشتى را غصب نكند، و ظاهر از انبياء سلف حسن متابعت ايشان است. و كسى نگويد [١] كه «خضر (ع) پيغمبر بود و كارى كه براى او جايز باشد لازم نيست كه از براى ما جايز باشد» به جهت آن كه تكيه در [٢] استدلال به ملاحظه علت است كه آن احسان به مساكين
[١] در نسخه: از براى كسى كه نگويد كه خضر ..
[٢] در نسخ: بر استدلال ..
[١]: وسايل ج ١٨، ابواب صفات القاضي، باب ١١ ح ١- كافى- اصول: ج ١ ص ٦٧- فروغ: ج ٧ ص ٤١٢- تهذيب:
ج ٦ ص ٣٠١- فقيه: ج ٣ ص ٥.
[٢] اصول كافى: ج ١ كتاب فضل العالم باب صفة العلم و فضل العلماء، ح ٢، و باب ثواب العالم ح ١.
[٣] بحار: ج ٢ ص ٢٢ ح ٦٧.
[٤] نهج البلاغه: قصار الحكم: حكمت ٩٢، ابن ابن الحديد- ٩١ خوئى- ٩٢ فيض ٩٦ صبحى.