جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٣٤ - كتاب التجارة من المجلد الاول
مالك، اصل ملك را با اجرت المثل ايام تصرف، گرفته باشد بايد غرامت را چه نحو (قيمت حال يا اجرت المثل) مشترى از بايع مىگيرد يا آن كه ثمن را؟ بيان فرمايند.
جواب:
هر گاه مبيع مستحقا للغير بر آيد و مالك اجازۀ بيع نكند مىتواند مالك كه رجوع كند به مشترى و عين را از او بگيرد و هم چنين نماء متصل و منفصل آن را، و عوض منافعى را كه از آن عين حاصل شده خواه عايد مشترى شده باشد و استيفاى آن كرده باشد يا نه، و قيمت آن چه بر طرف شده از عين و نماء اگر قيمتى باشد و مثل آن را اگر مثلى باشد و قيمت آن را اگر مثل به هم نرسد. و اظهر اين است كه در قيمت مثلى قيمت آن روز را ملاحظه مىكند كه مىدهد به مالك، به جهت آن كه تا آن روز مكلف است به رد مثل و چون در آن روز، متعذر است منتقل مىشود حق او، به قيمت آن روز، به جهت دفع ضرر به رد كمتر از آن. و عدم دليل بر لزوم اعلى القيم و هم چنين ساير اقوال.
و اما، در قيمى، پس اقوى (نظر به قواعد) اعتبار قيمت روز تلف، است، به جهت آن كه تا آن وقت مكلف بود به رد عين و در آن وقت كه عين، تلف شد و متعذر شد رد آن، منتقل مىشود به مساوى آن از قيمت، پس معتبر قيمت روز تلف، است. و اين قول را شهيد (ره) نسبت به اكثر اصحاب داده، هر چند مقتضاى صحيحه ابى ولاد [١] اعتبار روز قبض است، يعنى همان روز كه به دست مشترى آمده است. و اين قول را محقق (ره) نسبت به اكثر داده است و خود اختيار كرده است. و اينها در وقتى است كه تفاوت قيمتها به تفاوت قيمت سوق باشد.
و اما هر گاه تفاوت به سبب زيادتى عينيه باشد مثل آن كه حيوان چاق شود و بعد از آن، لاغر شود به سبب لاغرى قيمت آن كم شود، يا به سبب زيادتى صنعت باشد، مثلا آن كه غلام، صنعتى بياموزد و بعد از آن فراموش كند، پس در آنجا اعتبار اعلى القيم مىكنند و خلافى در آن نقل نكردهاند، بلكه ظاهرا در آن خلافى هم نيست.
[١]: وسائل: ج ١٧ ص ٣١٣، ابواب الغصب باب ١ ح ١. فروع كافى: ج ٥ ص ٢٩ ح ٦