جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٤٧٦ - كتاب الحجر و التفليس من مجلد الثانى
يا كل منه؟ فقال: ينظر إلى ما كان غيره يقوم به من الاجر لهم، فليأكل بقدر ذلك» [١].
و در مجمع البيان گفته است كه «و الظاهر فى روايات اصحابنا ان له اجرة المثل، سواء كان قدر كفايته او لم يكن» [٢]. و اطلاق موثقۀ حنان بن سدير نيز دلالت دارد «قال:
قال ابو عبد اللّٰه(ع) سألني عيسى بن موسى عن القيم للأيتام فى الابل، ما يحل له منها (؟) قلت: اذا لاط حوضها و طلب ضالتها و هنّا جرباها، فله ان يصيب من لبنها فى غير نهك لضرع، و لا فساد نسل [٣]» و به اين مضمون روايات ديگر هم هست، و ظاهر آيه موهم اشتراط فقر است چون فرموده است «وَ مَنْ كٰانَ غَنِيًّا فَلْيَسْتَعْفِفْ» [٤] [و آن] مدفوع است به منع دلالت آن نيز به وجوب، بلكه علامه در مختلف گفته است كه اشعارى در آن نيست به وجوب. بلكه مفهوم آن اولويت است.
و هم چنين در تذكره گفته است كه مفهوم آن استحباب است. و شايد منظور علامه اين باشد كه معنى استعفاف، طلب باز داشتن نفس است، يا نفس را مهياى ترك شىء كردن. و شكى نيست كه آن چه واجب است بر آدمى ترك حرام است. و اما نفس را مهيا و مستعد كردن از براى ترك حرام پس آن مستحب است. پس هم چنان كه چيزى كه از وسايل محرم است- مثل صرافى و كفن فروشى- مكروه است (چون منتهى مىشود گاهى به حرام كه ربا و حب موت خلايق است) [هم چنين] فرصت ندادن [به] نفس و مجاهده فرمودن بر اجتناب از شهوات [١] و قلع مادۀ آنها كه وسيلۀ ترك حرام است،
نصر بن الصباح) از وى شده كمى دچار ترديد مىگردد زيرا متون رجال در عصر امام رضا (ع) چنين شخصى را تحت عنوان «سرى» يا «ابن سرى» يا نكردهاند. ليكن تحقيقى كه مرحوم ميرزا از آن ياد مىكند كه توسط مرحوم بهبهانى استاد او انجام يافته و نيز مطلب ذخيره در دسترس ما نيست تا چگونگى آن روشن شود. و در هر صورت بديهى است كه نمىتوان اين حديث را تحت عنوان «ظاهر آن صحت» است قرار داد و حتى دشوار است كه «حسن كالصحيح» ناميده شود. اما پيام حديث با اصول مسلم عقلى و واقعيات عينى تاييد مىشود.
[١] در نسخه: و يا فرصت دادن نفس و مجاهده فرمودن بر اجتناب به شهوات و ..
[١] وسايل: ج ١٢، ابواب ما يكتسب به باب ٧٢ ح ٥.
[٢] مجمع البيان ذيل آيه ٦ سوره نساء.
[٣] وسائل همان مرجع، ح ٢.
[٤] همان آيه ٦ سوره نساء.