جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٢٣٩ - كتاب التجاره من المجلد الثالث ١
ابريشم در گيلان، يا بيشتر باشد. و اين خود معنى معاملۀ جديده است. زيرا كه تراضى شرط است. و در صورت اول تراضى شرط نيست. يعنى بعد از آن كه بنا به اين شد كه قيمتى را كه مستحق است بگيرد زياده از آن را نمىتواند مطالبه كند و بگويد من راضى نمىشوم.
به همان قيمتى كه در نفس الامر مستحقم. چون بنا به همان شده و قسرا، لازم آن مىافتد، كه به همان اكتفا كند.
و در آن صورت ديگر [١]، مىتواند بگويد كه آن عين كه در ذمۀ تو است كه بايد در گيلان تسليم كنى، به تو وا مىگذارم در عوض اين مبلغ. كه در اين صورت هر چند ظاهر شود كه اين قيمت مضاعف قيمت گيلان است، ديگر نمىتواند بايع استرداد كند. چون اين معامله جديدى است و بر وجه تراضى واقع شده، و آن بيع است و احكام بيع بر آن مترتب مىشود.
خواه احكام معاطاتى باشد، اگر صيغه خوانده نشده. و خواه بيع لزومى، هر گاه صيغه جارى شده. و جهالت قيمت گيلان، در اينجا مضرّ نيست. چون مبيع معين است. بلى، [بايد] قيمت جهالت نداشته باشد.
١٥٢- سؤال-
زيد متاعى مىفروشد به عمرو، به مبلغ ده تومان، از قرار عباسى شماخى به يك عباسى، به موعد معينى. و بعد از آن در حين نوشتن «تمسك» به او مىگويد كه «بنويس از قرار اشرفى، يا باجاوقلو عددى شش هزار دينار». و تمسك نوشته شود از اين قرار. آيا به مجرد همين، زيد مستحق عباسى است از آن قرار؟ يا اشرفى از اين قرار؟.
جواب:
تعيين ثمن و مثمن، در بيع، شرط صحت آن است. و به هر چه معامله واقع شود مستحق همان است. و در اينجا مفروض اين است كه معامله بر عباسى واقع شده، و مجرد گفتن زيد كه چنين بنويس و نوشتن عمرو، موجب استحقاق اشرفى نمىشود. بلى اگر بگويد كه عباسىها كه من از تو طلب دارم بدل كن به اشرفى (يعنى در ذمّۀ خود قبول كن كه هر نرخى كه عباسى را برمىدارند الحال به آن نرخى كه اشرفى را برمىدارند به
[١]: يعنى در صورت دوم. توضيح: عبارت نسخه چنين است: و در آن صورت، ديگر نمىتواند بگويد ..