جامع الشتات في أجوبة السؤالات - القمّي، الميرزا أبو القاسم - الصفحة ٥٩ - كتاب التجارة من المجلد الاول
و اما پولهاى مغشوش كه مركب است از نقره و مس و امثال آن پس اگر رواج است در ميان مردم و حال آن معلوم است و گرفت و گير [١] نمىكنند، ضرر ندارد و هر چند مقدار غش مجهول باشد. و هر گاه رواج [نداشته] باشد و متروك باشد ميان مردم، جايز نيست معامله به آن، مگر آن كه بيان كند غش آن را. و ظاهرا خلافى در هيچ يك از اين دو حكم نيست. و احاديث صريحه، و جمع بين اخبار منع و جواز، و اجماع منقول دلالت بر آنها دارد.
و اما آن چه در اين اوقات اختراع شده، حكم آن را، از آن چه گفتيم ظاهر مىشود، و هر گاه مردم مىدانند كه از اين قسم است و در معامله رواج دارد، جايز است صنعت آن و خرج كردن آن. و اگر حال آن بر مردم مشتبه است و نمىشناسند كه اين از آن بابت است و نقرۀ آن هم كمتر است از قدرى كه مردم در آن بىمضايقه باشند. پس نه خرج كردن آن جايز است و نه صنعت آن، و غش است و حرام است و مورد احاديث منع، است.
٤٨- سؤال:
در شرح لمعه مىفرمايند كه «و المغبون اما البائع او المشترى أو هما» آيا چنين معامله كه هر دو مغبون باشند، ممكن الوقوع، است يا نه؟-؟ و ملا احمد [٢] تونى در حاشيه بر همين عبارت نوشته است «قد عرفت ان الغبن فى طرف البائع انما يكون اذا باع بأقل من القيمة السوقية و فى طرف المشترى اذا اشترى بأزيد منها و لا يتفاوت الحال بكون الثمن و الثمن من الاثمان او العروض او احد هما من احدهما و الاخر من الاخر، و حينئذٍ فلا يتعقل كونهما مغبونين و الا لزم كون المثمن اقل فى القيمة السوقية و اكثر منها، و هو محال».
[١]: «گرفت و گير»: ممكن است به معناى مؤاخذه، درگيرى و حتى شكايت و دستگيرى باشد. و ممكن است لفظ «مىكنند» صحيح باشد در اين صورت به معناى «داد و ستد» است.
[٢] ملا احمد تونى فرزند محمد معروف به فاضل تونى. برادرش نيز ملا عبد اللّٰه تونى صاحب «شرح وافيه» است خود ملا احمد تاليفات متعدد دارد از آن جمله «حاشيه بر شرح لمعه» كه در هامش آن، چاپ شده است.
با بعضىها كه در زمان رضا شاه در تهران به «فاضل تونى» معروف شدند، اشتباه نشود.