تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٥ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
را يافت كه مملو از عالىترين احساسات اين مذهب بوده و در احوال مختلف مورد احترام معاصرين خويش قرار گرفتهاند ، بىدينان و گاهى بعضى از مقدسان ، مردانى نظير دموكريتوس ، فرانسيس ، آسيسى اسپى نوزا كه تقريبا همه شبيه به يك ديگرند از اين راه گذشتهاند . حال اگر اين مذهب تصور صحيحى از خدا و علم لاهوت به دست نمى دهد چگونه و بچه وسيله بديگران تبليغ مى شود ؟ » [١] و غالباً گفته مى شود كه مرد علم فيلسوف ناتوانى است ، اين گفتار ، محققا ، بىمدرك و دليل هم نمى باشد ، اگر چنين اظهار نظرى را صحيح بدانيم ، آيا حق نيست كه دانشمند فيزيك فيلسوفى كردن و پرداختن به مباحث فلسفى را به فيلسوفها واگذارد ؟ اين واگذارى هنگامى صحيح و بجا خواهد بود كه عالم فيزيك مسلم بداند كه مجموعهء كاملى از مفهومات اساسى و قوانين اصلى فيزيك در دست دارد ، و اين مفاهيم و قوانين چنان ثابت و محكمند كه هيچ گاه دستخوش تزلزل و ترديد نخواهند گشت . ليكن در عصرى كه حتى مبنا و شالودهء علم فيزيك ، مانند وضع كنونى آن ، نامعلوم و متزلزل است ، اين واگذارى امرى بجا و صحيح نخواهد بود .
در دورانى نظير عصر حاضر كه در آن تجربه ما را بر آن مى دارد تا هر دم در طلب مبنا و شالودهاى تازه تر و محكمتر بر آييم ، دانشمند فيزيك نمى تواند تدقيق و مو شكافى اصول نظرى را صرفا بدست فيلسوف بسپارد ، زيرا او خود بهتر مى داند كه اشكال كار در كجا است ، ولى به هنگام طرح و استقرار شالودهء نوين فيزيكى ، بايد كاملًا متوجه اين نكته باشد كه مفهوماتى را كه در كار مى آورد ، تا چه حد صادق و معتبراند ، و در عين حال تا چه حد واجد جنبهء ضرورى و لزوم مى باشند .
اصولا علم ، به معناى كلى ، چيزى جز تصفيه و تنقيح تفكر روزانه ما نيست ، و به همين دليل هم عالم فيزيك ، ضمن پژوهشهاى خويش ، نمى تواند خود را به بررسى مفهومات رشتهء خاص خويش محدود سازد . همچنين وى ، براى پيش رفت كار
[١] همان مأخذ ، ص ٥٥ و ٥٧ . .