تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥١٦ - روايت
شعاع نگاه شهوت آلود ، به صورت مايهء حيات حيوانى روانه ى چهره يا ساير اعضاى اجنبى مى شود و به صورت تير زهر آلود به قلب نگاه كننده بر مى گردد .
مسئلهء يكم
نمى شود ، مگر اين كه به قلب صاحب آن چشم مشاهده عصمت ( يا عظمت ) و جلال خداوندى سبقت مى كند ( وارد مى شود . )
((٦٤٥)) گر ز ناى چشم حظى مى برى نى كباب از پهلوى خود مى خورى
((٦٤٦)) اين نظر از دور چون تير است و سم عشقت افزون مى شود صبر تو كم
شعاع نگاه شهوت آلود ، به صورت مايهء حيات حيوانى روانه ى چهره يا ساير اعضاى اجنبى مى شود و به صورت تير زهر آلود به قلب نگاه كننده بر مى گردد .
در اين موضوع چند مسئله را مطرح مى كنيم :
مسئلهء يكم نگاه مرد و زن و بالعكس نگاه زن به مرد ، مانند نگاه انسان به غير نوع خود از موجودات نيست .
در زمينهء طبيعى اين نگاه غالبا و مخصوصاً پس از بلوغ و پيش از فرا رسيدن دوران كهنسالى نمى تواند بى طرفانه باشد كه در نتيجه هيچ گونه تأثير و تاثرى در مرد و زن ايجاد نكند ، نهايت امر اين است كه اين تأثير و تاثر مراتب بسيار شديد و هيجان انگيز و مراتب كاملًا ناچيز و غير محسوس دارد .
از طرف ديگر چنين نيست كه هر موقعى كه مردى به زنى يا بالعكس زنى به مردى نگاه كرد و متاثر شد ، بتواند تاثر خود را با اشباع جنسى بر طرف بسازد ، زيرا موانع طبيعى و اخلاقى و قرار دادهاى اجتماعى با انواع گوناگونش و مقررات مذهبى همواره پيرامون انسانها را احاطه كرده است .
در نتيجه به قول جلال الدين نگاه شهوت آلود اگر چه حظ ناچيزى در بر دارد