تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - منتخباتى از جملات آلبرت اينشتين ( از كتاب زندگى اينشتين
محتاج آزادى درونى است و ناچار است از اين كه مدام گريبان خود را از چنگ اوهام و آن چه بغلط نام حقيقت به خود گرفته رها سازد و بايد پيوسته در مقابل كشفيات علمى و فنى تازه خط بطلان بر حقايق گذشته و لو اين حقايق و معانى منسوب به اشخاص بنام و صاحب اختيار كامل باشد بكشد .
از اين رو شكى نيست كه در راه حقيقت جويى و كاوشهاى علمى استقلال را بايد از ضروريات مسلم اوليه دانست ، اما نبايد فراموش نمود كه آزادى سياسى هم براى علما نهايت اهميت را دارد ، مرد عالم بايد آزاد باشد كه عقايد و افكار خود را بدون آن كه ترس و بيمى داشته باشد و زندگانى و يا طرز زندگانى خود را در خطر و تهديد ببيند اظهار دارد .
براى علمايى كه مشغول تحقيقات تاريخى هستند ، و براى تاريخ نويسها ، اين آزادى نهايت اهميت را حاصل مى نمايد ، ولى اهميت آزادى براى علمايى كه در ساير رشته ها مجاهدت مى كنند ، هر قدر هم اين رشته ها از سياست دور باشد ، كمتر نيست . اگر حكومت بعضى كتابها را قدغن نمايد ، يعنى چون مولفين آنها در نظر اولياء رسمى امور مطرودند و در مسائل سياسى با حكومت هم عقيده و هم فكر نيستند و يا بملاحظات نژادى آن كتابها را از بازار برانند ، علما ديگر نمى توانند در تتبعات خود بدانها مراجعه نمايند و بالنتيجه تحقيقاتشان ناقص خواهد ماند و كارهايشان آن پايهء علمى محكمى را كه بايد داشته باشد نخواهد داشت .
چطور مى خواهيد كه بنايى استوار بر جاى خود برقرار بماند در حالى كه شالوده اش محكم نيست . . . . انسان بايد به قدرى گرفتار نان و آب روزانه خود باشد كه ديگر هيچ فرصت و فراغتى براى كارهاى ديگر نداشته باشد ، اين فرصت و فراغت نوعى آزادى شخصى است و تا شخصى داراى اين آزادى نباشد آزادى كلام به هيچ درد او نخواهد خورد . ترقيات تكنيكى رفته رفته راه اين آزادى ، يعنى فرصت و فراغت را بروى مردم خواهد گشود و با توزيع كار اين آزادى تأمين خواهد گرديد .