تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٣ - تفسير ابيات
جويبار ، سبوى درونى خود را پر كند ، بلكه مجبور است ، سبوى خالى خود را به نزديك آن جويبار بياورد و در آن فرو برد .
در اين هنگام است كه اگر نابينا هم بوده باشد و نتواند امواج آب را در جويبار و خود آب را در مشگ و سبوى خويش مشاهده كند ، سنگينى سبوى خود را احساس خواهد كرد .
تفسير ابيات گويندهاى اين مثال را در خطاب به جوامع بشرى مى گويد : اسبى كه با كرهء خويش مشغول آشاميدن آب بودند . متصديان آن هر لحظه سوت مى زدند و مى خواستند اسبها با شنيدن صداى سوت آب بياشامند . كرهء اسب كه به طور طبيعى با مادرش آب مى آشاميد وقتى كه صداى سوت را مى شنيد سر از آب برمى داشت و رم مى كرد مادرش پرسيد فرزند عزيزم ، چرا سر از آب برمى دارى و مضطرب مى گردى و رم مى كنى ؟ كره در پاسخ مادرش مى گويد ، از اين صداى سوت كه صاحبان ما باتفاق هم بر مى آورند ، شكوه و هراس آنان دلم را مى لرزاند و مى ترسم .
مادر گفت : فرزند عزيزم تا جهان وجود داشته است ، كره زمين پر از اين فضولان كار افزا بوده است ، تو سرت را پايين بينداز و كار خود را انجام ده و اعتنايى به صداى سوت آنان مكن ، زيرا آن احمقان ريش خود را بر مى كنند . سرت را پائين بينداز زيرا : -
((٤٣٠٠)) وقت تنگ و مى رود آب فراخ پيش از آن كز هجر گردى شاخ شاخ
جويبار حيات پر از آب حيات است ، اين آب حيات بخش را به خود جذب كن تا وجودت را بروياند و بارور سازد .
اى تشنگان غافل از آب زلال حيات ، ما از جويبار نطق اولياء الله آب حيات خضر مى آشاميم ، بياييد و طعم اين آب را بچشيد .