تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧٩ - آيه
روايت
حيات طبيعى چونان عروسك بىجان است كه كودك آن را داراى جان مى بيند ، موقعى كه جان حقيقى در درون آدمى به وجود آمد آن حيات طبيعى عروسك بىجان بودن خود را نشان مى دهد .
كرد ، تا به ديدار گورها رفتيد ، نه ، البته بزودى خواهيد دانست ، سپس البته بزودى خواهيد دانست .
به طور قطع با علم اليقين خواهيد دانست . شما يقيناً دوزخ را خواهيد ديد ، سپس با عين اليقين آن دوزخ را خواهيد ديد ، سپس در آن روز ( رستاخيز ) از نعمتهاى الهى مسئول قرار خواهيد گرفت . ) روايت « من ايقن بالخلف جاد بالعطية » . [١] ( كسى كه به پاداش يقين داشته باشد در بخشش پيش دستى مى كند ) .
« ألا كلكم راع و كلكم مسئول عن رعيته . » [٢] ( بدانيد همهء شما رهبريد و همگى نسبت به پيروانتان مسئوليد ) .
((٤١١٠)) تا به از جان نيست جان باشد عزيز چون به آمد نام جان شد چيز ليز
((٤١١١)) لعبت مرده بود جان طفل را تا نگشت او در بزرگى طفل زا
حيات طبيعى چونان عروسك بىجان است كه كودك آن را داراى جان مى بيند ، موقعى كه جان حقيقى در درون آدمى به وجود آمد آن حيات طبيعى عروسك بىجان بودن خود را نشان مى دهد .
پديدهء حيات به طور كلى در سير تكاملى خود از هر موقعيتى كه عبور مى كند ،
[١] شرح نهج البلاغه ، ج ٤ ص ٣٠٨ . .
[٢] مسند احمد بن حنبل ، ج ٢ ص ٥ ، اين حديث از امير المؤمنين ( ع ) هم نقل شده است . .