تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - نوع دوم - ارادهء مستقل و علت
احساسات و عواطف انسانى تبعيت مى كند . انسان از دور منظرهء زيبايى را با چشم مى بيند ارادهء او بنزديك شدن به آن منظره ، تحريك مى شود و او را به سوى آن منظره براه مى اندازد ، همچنين خوردنىها و آشاميدنىها و ساير مزاياى مطلوب .
البته مسلم است كه مطلوبيت يك عده امور به عنوان مزاياى خواستنى ، ناشى از طرز ساختمان فيزيولوژيكى و غرايز و خصوصيات روانى اشخاص مى باشد ، بنا بر اين نوع يكم از اراده كه ما آن را تابع اصطلاح كرديم ، بواسطهء عقل و مشاعر و احساسات به ارگانيسم فيزيولوژيكى و غرايز و خصوصيات روانى انسان منتهى مى گردد .
اغلب افراد انسانى تحت سلطهء اين ارادهء تابع و معلول ، زندگى مى كنند و حتى عناصر شخصيت خود را هم با اين نوع اراده مى سازند .
نوع دوم - ارادهء مستقل و علت - اين كه مى گوييم : « مستقل و علت » مقصود اين نيست كه در انسان ارادهاى وجود دارد كه از ساختمان بيولوژيكى و فيزيولوژيكى و روانى و غريزى او بر كنار و در گوشهاى از بدن آدمى نشسته و فرمانروايى مى كند .
بلكه مقصود اين است كه نوعى از اراده در انسان ديده مى شود كه مى تواند عقل و مشاعر و حواس و فعاليت و غرايز و احساسات او را توجيه نمايد و براى آنها هدف و سمت حركت تعيين كند . اين اراده نيز به دو قسم جداگانه تقسيم مى گردد :
الف - به وسيلهء يكى از نيروهاى انسانى به وجود مى آيد و سپس ساير نيروها را توجيه و رهبرى مى نمايد .
مثلًا - وارد علم رياضى مى شود ، پس از مقدارى بازى با اعداد و علامات به رياضيات علاقه مند مى گردد ، تدريجاً دانش رياضى مورد خواست او واقع مى شود و كم كم ارادهء حل مسائل و فهم قوانين رياضى در او قدرت مى گيرد ، اين اراده نيروهاى ديگر را يكى پس از ديگرى يا يكى در كنار ديگرى تسخير مى كند و بجايى مى رسد كه همهء شئون هستى را با خواستهاى رياضى توضيح مى دهد و ممكن است مانند فيثاغورس پا را فراتر نهد و اعتقاد كند كه حقيقت هستى همان عدد است و مانند دكارت باشد كه بگويد : حقيقت مادهء مطلق همان كشش و بعد است كه موضوع علم هندسه