تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٨٣ - موضوع يكم
توضيح اين كه اغنيا و كاموران مى ديدند عقايد و احكام دينى روش آنان را كاملًا تخطئه مى كند و از توسل به زور و قدرت آنها در راه استثمار و بد بخت كردن جوامع مى كاهد و آنان را مانند حيوانات درنده معرفى مى كند كه چنگال خود را به گلوى بىنوايان مى فشرند . از طرف ديگر همان عقايد و احكام دينى به بىنوايان دستور مى داد كه هرگز زير بار ظلم نرويد و از حق حيات خود دفاع كنيد پيامبران براى دفاع از اين هدف به اغنيا و كاموران مى گفتند ، اين قدر به موضوع زندگانى اجتماعى بىاعتنا نباشيد ، آفرينندهء همهء شماها خداى يگانه است . اين تبه كارىهاى شما در كتاب هستى ثبت مى شود ، خداوند متعال براى اين تبه كاريها كيفر خواهد داد .
در پيش روى شما ابديتى وجود دارد . شما همگى رهسپار پيشگاه الهى هستيد . . . اغنيا و چشمگيران اين مطالب را وسيلهء تخدير مى ناميدند و مى گفتند شما با اين موضوعات غير محسوس مى خواهيد از لذت يابىها و آزاديهاى ما جلوگيرى كنيد . عقول ما بدون احتياج به شماها نيكىها و بدىها را تشخيص مى دهد و ما احتياج به راهنمايىهاى شما نداريم ، عقول ما را تخدير نكنيد ، بگذاريد بدون نگرانى هر چه مى خواهيم بگوئيم و انجام بدهيم .
در صورتى كه جملهء « دين افيون توده ها است » در قرن نوزدهم ، به اين شكل تفسير شده است كه دين را اغنيا براى تخدير توده ها اختراع نمودهاند يا خود توده ها وقتى كه مى ديدند نمى توانند از واقعيات زندگى بهره مند شوند ، و آگاهى به حق حيات روح آنان را شكنجه مى دهد ، لذا به دين متمسك مى شدند و بوسيله آن خود را تخدير مى كردند : به خود چنين تلقين مى كردند كه اگر در اين زندگانى به آرمانهاى خود نرسيم ، در آن دنيا در حد اعلاى خوشىها غوطه ور خواهيم گشت .
بنا بر اين استناد به افيون بودن دين از دو طبقهء متضاد صورت گرفته است و اين خود چنان كه اشاره كرديم دليل بر آنست كه دين موضوعى است كه هر كسى يا هر طبقهاى با عينك اختصاصى خود آن را تفسير و توجيه مى كند .