تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٧ - مقدمهاى براى بيان قدرت فوق العادهء جلال الدين مولوى در تشبيه و تمثيل و تنظير و تجسيم
ولى از نظر امانت در نقل حديث و قرار دادن ذهن انسانها در معرض خطا درست نيست ، زيرا ، اگر اين گونه سازندگى تجويز شود ، منابع قرآنى و حديث به مطابق خواسته ها و مقاصد شخصى دگرگون مى گردد و در نتيجه طرق وصول به واقعيات مشوش و منحرف مى شود و بهمين جهت است كه ما در سر تا سر مجلدات تفسير و نقد و تحليل مثنوى تا حد امكان كوشش مى كنيم كه حديث را از غير حديث ، يا از توجيهات و دگرگونىها كه در حديث صورت گرفته است ، تفكيك و مشخص بسازيم . ما چنان كه بارها گفتهايم : جلال الدين را در رديف يكم از انديشمندان و سازندگان بشرى ارواح آدميان مى دانيم ، نه معصوم و انسان مطلق كه خطا را بر درونش راهى نباشد .
٤ - آگاهى جلال الدين به داستانهاى ملل و اقوام گوناگون نيز در حد بسيار عالى بوده است .
اغلب اين داستانها چنان كه مثنوى شناسان نيز متذكر شدهاند ، در مدارك پيش از جلال الدين ديده شده است ، ولى اين موضوع را هم بايد در نظر بگيريم كه جلال الدين نه مورخ متخصص و نه داستان گو بوده است ، بلكه حافظه و قدرت تخيل و تجسيم خود را در راه توضيح و اثبات مقاصد معرفتى خود بسيج نموده ، همواره آن داستانها و آن مقدار از حكايات براى او مطرح است كه راه را براى مقاصد او هموار بسازد و در اين باره به عالىترين درجهء بهره بردارى از داستانها موفق شده است .
گاهى داستان منقول در مدارك كمتر از آن است كه جلال الدين در مثنوى آورده ، است گاهى بيشتر ، احيانا اشخاص داستان منقول در مدارك غير از آن اشخاص است كه جلال الدين بيان مى كند . بعضى اوقات داستان كاملًا جنبه رمانتيكى دارد كه اصلا ناشى از تجسيم و سازندگى خود جلال الدين است و اين نكته ايست كه جلال الدين خود به آن اعتراف نموده و مى گويد : مقصود من تاريخ گويى نيست ، بلكه مى خواهم معارف الهى را در اختيار شما بگذارم و مجبورم آن را در قالبها و مثالهاى قابل حس مطرح بسازيم .
٥ - سوز و گداز جلال الدين در تحريك به سوى تصفيه نفس و تزكيهء اخلاق