تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٣٦ - تفسير ابيات
بقيه ذكر آن مسجد مهمان كش
تفسير ابيات
بقيه ذكر آن مسجد مهمان كش
((٤٣٢١)) باز گو كان پاك باز شير مرد اندر آن مسجد چه بنمود و چه كرد ؟
((٤٣٢٢)) خفته در مسجد خود او را خواب كو مرد غرقه گشت چون خسبد ؟ بگو
((٤٣٢٣)) خواب مرغ و ماهيان باشد همى عاشقان را زير غرقاب غمى
((٤٣٢٤)) نيم شب آواز با هولى رسيد كايم آيم بر سرت اى مستفيد
((٤٣٢٥)) پنج كرت اين چنين آواز سخت مى رسيد و دل همى شد لخت لخت
تفسير ابيات اى مولوى ، در بارهء آن پاكباز شير مرد گفتگو كن و بگو ببينيم ، آن مرد در آن مسجد چه كرد ؟ آن مرد رفت و در مسجد خوابيد ، اما خواب كجاست ، مردى كه در حال غرق شدن است چگونه خواب او را فرا مى گيرد ؟ مرغ و ماهى و همه جانداران را خواب مى برد ، اما عاشقان ، غرقاب درياى اندوه مى مانند ، نيمهء شب بود كه آواز وحشتناكى را شنيد كه مى گفت : اكنون بالاى سر تو مى آيم و اين آواز هراس انگيز پنج بار تكرار گشت و دل آن مرد را پاره پاره مى كرد .